الملا فتح الله الكاشاني
103
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نام كه به او زنده ماند معالم دين * ( وَأَصْلَحْنا لَه ) * و بصلاح آورديم براى او * ( زَوْجَه ) * زن او را كه ايشاع بنت عمران بود يعنى بعد از عقم و عدم صلاحيت ولادت وى را صالح و قابل ولادت گردانيديم و گفتهاند كه معنى اينست كه او را خوشخوى گردانيديم براى ذكريا بعد از آنكه سيئ الخلق بود و ابو مسلم گفته كه بعد از آنكه زن او پير شده بود ما او را بجوانى بازگردانيديم حارث بن مغيره روايت كند كه من بابى عبد اللَّه ( ع ) گفتم يا بن رسول اللَّه جميع اهل بيت من منقرض شدهاند و مرا فرزندى نيست تا از او نسبت من باقى ماند فرمود كه به سجده رو و بگو رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ رَبِّ لا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنْتَ خَيْرُ الْوارِثِينَ تا حقتعالى تو را فرزند ارزانى فرمايد من چنين كردم حق تعالى مرا دو پسر كرامت فرمود يكى را على نام نهاده و ديگرى را حسين بعد از آن در صفت انبياى مذكوره ميفرمايد كه * ( إِنَّهُمْ ) * بدرستى كه همهء اين پيغمبران كه ذكر ايشان گذشت و گويند ضمير راجع بوالدينست و ولد يعنى بتحقيق كه ذكريا و ايشاع و يحيى * ( كانُوا يُسارِعُونَ ) * بودند كه ميشتافتند * ( فِي الْخَيْراتِ ) * در انواع نيكوئيها و مبادرت ميكردند بر انواع شايستنيها * ( وَيَدْعُونَنا ) * و ميخواندند ما را * ( رَغَباً ) * به جهت رغبت نمودن به ثواب يا طاعت يا اميد داشتن باجابت دعا * ( وَرَهَباً ) * و به جهت ترسيدن از عقاب و يا از معصيت و ميتواند بود كه اين هر دو حال باشند بر حذف مضاف اى ذوى رغب و رهب و يا آنكه مصدر بمعنى فاعل باشد اى راهبين و راغبين يعنى در حالتى كه خداوندان رغبتاند و يا در حالتى كه رغبت نمايندگاناند در ثواب يا در طاعت و اميدواران باجابت دعا و در حالتى كه صاحبان ترس كارانند يا ترسندگانند از عقوبت يا معصيت * ( وَكانُوا لَنا ) * و بودند ما را * ( خاشِعِينَ ) * فروتنان و فرمان پذيرندگان مجاهد گفته كه خشوع بمعنى خوف دايمست در قلب و از حسن مرويست كه خشوع بمعنى مخافة ثابته است در قلب و در كلمهء يسارعون دلالت است بر آنكه مسارعت بهر طاعتى مرغب فيها است و صلوة در اول وقت افضلست و مضمون اين آيه مشعر است بر آنكه استحقاق انبيا باجابت دعوات و رسيدن ايشان بطلبات خود جهت مبادرت ايشان بود بابواب خيرات و مسارعت ايشان در تحصيل ساير قربات و محققان بر آنند كه خاشعان اهل نيازند و مقرر است كه نياز براى او بايد و ناز به جهت او شايد در كشف الاسرار آورده كه هر كه نياز به دو برد توانگرش گرداند و هر كه ناز به جهت او كند عزيزش سازد * ( وَكانُوا لَنا خاشِعِينَ ) * نشان نياز است و من مثلى ( و رب العرش معبودى ) بيان ناز و مرويست از حضرت رسالت ( ص ) كه ان من خيار امتى فيما ابناتى الملا الاعلى فى الدرجات قوما يضحكون جهرا