الملا فتح الله الكاشاني

10

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه رسول خدا ( ص ) فرمود كه جبرئيل مرا گفت كه حقتعالى ميفرمايد كه من حسن يوسف را از نور كرسى آفريدم و حسن ترا از نور عرش آورده‌اند كه چون يوسف ( ع ) خواب مذكور را با پدر تقرير كرد و يعقوب يوسف را بكتمان آن وصيت فرمود و باجتباء و اتمام نعمت او مژده داد بعضى از زنان برادر او شنوده نماز شام كه ايشان به خانه باز آمدند صورت حال باز نمودند ايشان را عرق حسد در حركت آمده بتدبير مهم او مشغول شدند كما قال جل ذكره * ( إِذْ قالُوا ) * ياد كن آن را كه گفتند برادران يوسف با يكديگر * ( لَيُوسُفُ وَأَخُوه ) * هر آينه يوسف و برادر او بنيامين * ( أَحَبُّ إِلى أَبِينا ) * دوسترند بسوى پدر ما * ( مِنَّا ) * از ما تخصيص بنيامين بذكر به جهت اختصاص او است با خوت از طرفين * ( وَنَحْنُ عُصْبَةٌ ) * و حال آنكه ما جماعتى توانا و مردان كارزاريم و ايشان خوردسال و بيكفايت پس بايستى كه ما را دوستر داشتى و چون عاجز و ضعيف را برده مرد قوى اختيار كرده * ( إِنَّ أَبانا ) * بدرستى كه پدر ما * ( لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * در دور افتادنى است هويدا و آشكار از راه صواب يعنى راى او در اين كار خطا واقع شده به جهت تفضيل مفضول يا به جهت ترك تعديل در محبت و تسميه ( اقويا با اولوا العصبة ) به جهت آنست كه امور متعصب و متشدد مىشود بايشان پس با يكديگر گفتند كه چاره در اين امر بايد كرد و حيله بايد انگيخت ما وى را از پدر دور گردانيم و به جهت فقد او پدر ما را دوست گيرد يكى از ايشان گفت كه تدبير اين امر آنست كه * ( اقْتُلُوا يُوسُفَ ) * بكشيد يوسف را و گويند گوينده اين سخن دان بوده يا شمعون يا يهودا كه مهتر ايشان بود و همه تابع او بودند و در تيسير آورده كه شيطان به صورت پيرى بر ايشان ظاهر گشت و گفت يوسف ميخواهد كه شما را ببندگى گيرد گفته‌اند تدبير او چيست گفت اينكه او را بكشيد * ( أَوِ اطْرَحُوه ) * يا بيفكنيد او را * ( أَرْضاً ) * بزمينى دور از عمارت يا موضعى كه در آن سباع باشد تنگير ارض دالست بر بعد آن از عمر آن و لهذا منصوب شده چون ساير ظروف مبهمه يعنى او را از آبادانى دور كنيد * ( يَخْلُ لَكُمْ ) * تا خالى ماند براى شما * ( وَجْه أَبِيكُمْ ) * روى پدر شما يعنى چون او را نيابد همگى روى بشما آورد و بتمامى بشما اقبال كند و به غير شما التفات ننمايد و در محبت غيرى با شما منازعه نكند * ( وَتَكُونُوا مِنْ بَعْدِه ) * و باشيد پس از يوسف يعنى بعد از ساختن امر او * ( قَوْماً صالِحِينَ ) * گروه شايستگان يعنى توبه كنندگان از اين عمل و يا بصلاح آرندگان عذر و تمهيد معذرت با پدر و يا شايستگان در دنياى خود چه كار شما در دنيا بعد از خلود وجه پدر شما از يوسف انتظام يابد اين نيز از مكايد شيطانست كه ناشكيبايان باديهء آرزو را