الملا فتح الله الكاشاني

93

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( سَيِّئَةٌ ) * بدى چون قحط و بلا * ( يَطَّيَّرُوا ) * فال بد ميگرفتند * ( بِمُوسى وَمَنْ مَعَه ) * بموسى و آنان كه كه با وى بودند از مؤمنان و مىگفتند كه اين رنج و محنت بشامت ايشان بما رسيد و تسميهء تشأم بتطير جهة آنست كه عرب چون صباح از منازل خود بيرون ميآمدند بمرغ فال مىگرفتند و قبطيان آنچه بود از حسنه به خود نسبت ميدادند و اسناد سيئه بموسى و قوم او مىكردند بجهة فرط عناد و غباوت و غشاوة ايشان بود چه با آنكه شدايد مرقق قلوبست و مذلل عرايك و مزيل شماسك خصوصا بعد از مشاهدهء آيات بينه و معجزات ظاهره ايشان از آن متأثر نشدند و در عتو و عناد افزودند و منهمك شدند در غى و ضلالت و تعريف حسنه و ذكر آن با اداة تحقيق كه اذا است به جهت كثرت وقوع آنست و عدم قصد الهى به آن بالذات چه به جهت شامت عصيان عباد ارادهء انزال سيئه ميفرمايد بعد از آن حقتعالى اين گفتار را به ايشان رد كرده فرمود كه * ( أَلا ) * آگاه باشيد كه آنچه ايشان بموسى حواله كرده‌اند و گفته‌اند كه از شامت وى است چنان نيست بلكه * ( إِنَّما طائِرُهُمْ ) * جز اين نيست كه سبب خير و شر ايشان از تن درستى و فراخى نعمت و امنيت و از بيمارى و تنگى و خوف * ( عِنْدَ اللَّه ) * نزد خدايست و از اعمال بد ايشان است كه كرام الكاتبين نوشته‌اند و به حضرت او عرض كرده و شامت آن عملها بايشان رسيده نه بسبب شامت موسى زجاج در تفسير اين گفته كه شامتى كه به آن متوعد شده‌اند از عقاب نزد خدايست و مدخر پيش او و در آخرت آن را به ايشان خواهد رسانيد نه اين بليتى كه در دنيا به ايشان رسيده و گويند معنى آنست كه حقتعالى طاير بركت و طاير شامت را كه خير و شر است و نفع و قهر به ايشان مىرساند نه غير او پس اگر عقل دارند بايد كه طلب خير او كنند و سلامتى از شر او خواهند و اينمعنى قريب بمعنى اولست حسن بصرى گفته كه تشامى كه بموسى نسبت مىدهند محفوظ است نزد خدا و در آخرت ايشان را به آن مكافات خواهد داد * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ ) * و ليكن بيشتر ايشان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نه ميدانند كه آنچه به ايشان مىرسد و خواهد رسيد از مكاره و اهوال در دنيا و آخرت بواسطهء شومى اعمال ايشان است * ( وَقالُوا مَهْما تَأْتِنا بِه ) * اصل مهما ما شرطيه است كه ماء زايده به آن منضم شده براى تأكيد و بعد از آن الف بهاء منقلب شده به جهت اشتغال تكرير و گويند بمعنى اكفف است و ماء جزائيه اى اكفف ما تاتنا و محل آن رفع است بر ابتدا يا نصب بفعلى كه مفسر آنست پس معنى آنست كه گفتند فرعونيان كه باز ايست اى موسى از آنچه مىگويى و دعوى ميكنى از هر چه به يارى و بنا بر معنى اول معنى آنست كه هر چيز كه به يارى بما * ( مِنْ آيَةٍ ) * از نشانهء كه زعم توانست كه معجزهء تو است مثل قحط و مرض و مثل آن