الملا فتح الله الكاشاني

77

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و اگر چنانچه اهل آن دههاى مذكوره كه به عذاب استيصال مبتلا شدند يا اهل مكه و حوالى آن * ( آمَنُوا ) * بگرويدندى بوحدانيت خدا * ( وَاتَّقَوْا ) * و پرهيزكارى كردند از شرك و مخالفت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله * ( لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ ) * هر آينه ميگشاديم بر ايشان و ميداديم ايشان را * ( بَرَكاتٍ ) * بركتها و زيادتيها * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان * ( وَالأَرْضِ ) * و زمين يعنى فراخ ميگردانيديم انواع نعمت را بر ايشان و بر وجه سهولت از اطراف و جوانب بر ايشان ميرسانيديم و گويند مراد مطر است و نبات يعنى باران بسيار بايشان ميرسانيديم تا نبات و زراعات و اشجار بيشمار ايشان را حاصل ميشد و يا مراد ببركات سما رسيدن دعاء ايشانست به آسمان و اجابت آن و ببركات ارض روا شدن حاجات ايشان و نزد اكثر مراد مطر و نبات است و مقوى اينست كه نوح عليه السّلام فرمود كه يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً الآيات * ( وَلكِنْ كَذَّبُوا ) * و ليكن ايشان تكذيب كردند رسولان خود را * ( فَأَخَذْناهُمْ ) * پس گرفتيم ايشان را به عذاب استيصال * ( بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * بسبب آنچه بودند كه كسب ميكردند از كفر و معاصى در حقايق سلمى مذكور است كه اگر بندگان بگرويدندى بمواعيد من و حذر كردندى از مخالفت من و يا بترسيدندى از مواعيد من دلهاى ايشان را بنور قرب خود روشنى دادمى و بركت سما اشارت به اين است و جوارح اعضاى ايشان را به خدمت بياراستمى و بركت ارض عبارت از اينست بعد از آن بر سبيل انكار و تقريع ميفرمايد كه * ( أَ فَأَمِنَ ) * عطف است بر فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ و ما بين معطوف و معطوف عليه معترضه است يعنى آيا پس از آنكه ما بيان عذاب امم سالفه كرديم ايمن شدند * ( أَهْلُ الْقُرى ) * اهل مكه و حوالى آن * ( أَنْ يَأْتِيَهُمْ ) * از آنكه بيايد بايشان * ( بَأْسُنا ) * عذاب ما * ( بَياتاً ) * در حالت شب بروز آوردن در كشاف آورده كه بيات بمعنى بيتوته است يقال بات بياتا و آن بمعنى بيت است چون سلام بمعنى تسليم يقال بيت العدو بياتا پس جايز است كه مراد اينجا بائتين باشد يا وقت بيات يا مبيتا مبتين يا مصدر كانه قيل ان يبيتهم باسنا بياتا و قوله * ( وَهُمْ نائِمُونَ ) * حالست از ضمير بارز يعنى آمد بديشان باس در حالتى كه ايشان خفته باشند يعنى شبيخون عذاب بيايد در وقت غفلت ايشان * ( أَ وَأَمِنَ أَهْلُ الْقُرى ) * آيا ايمن شدند اهل قرى أَنْ يَأْتِيَهُمْ بَأْسُنا آن كه بيايد بديشان عذاب ما * ( ضُحًى ) * در وقت چاشت كه هنگام ارتفاع شمس است * ( وَهُمْ يَلْعَبُونَ ) * و حال آنكه ايشان بازى كنند يعنى متصرف شوند و باشند در امور دنيويه كه بازيچه گاه غافلانست و يا مشغول