الملا فتح الله الكاشاني
7
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
براى اظهار معدلت است و در تبيان از ابن عباس رضى اللَّه عنه نقل مىكند كه درازى ميزان عمود پنجاه هزار ساله راه است و كفتين آن يكى از نور است و ديگرى از ظلمة حسنات را در كفه نور نهند و سيئات را در كفهء ظلمت و نيز از حضرت رسالت ( صا ) مرويست كه شخصى را نزد ترازو آورند و نود و نه نامهء او را كه پر از گناه باشد بگشايند و درازى هر نامه مد بصرى پس نطاقه از براى او بيرون آورند كه در آن كلمتين شهادتين نوشته باشد همهء نامها را بر كفه نهند و اين را در كفه ديگر اين كفه بر آن بچربد و گويند كه اشخاص را در آن روز وزن كنند چنان كه در خبر آمده كه در آن روز مرد باشد كه جسيم و سيمين باشد و نزد خداى به وزن جناح پشه نباشد يعنى پريشه از بدن او گرانتر باشد و در مجمع آورده كه در كيفيت وزن اختلافست نزد بعضى آنست كه موزون صحايف اعمالند زيرا كه اعمال اعراضند و قابل وزن نيستند و بعضى ديگر بر آنند كه علاماتى مر حسنات و سيئات را ظاهر گردد در كفتين كه به آن ممتاز گردند از يكديگر مردمان بسبب آن عالم شوند به آنكه حسنات از سيئات بيشتر است و يا سيئات از حسنات و اين قول جبائى است و يا حسنات را صورتى نيكو ظاهر گردد و سيئات را صورتى بد و اين از ابن عباس مرويست يا نفس مؤمن و كافر را وزن كنند چنان كه گذشت و اين از عبيد بن عمير روايت است و يا آنكه وزن عبارت از عدل و راستى او سبحانه باشد و اين نيز مذكور شد و يا آنكه مراد به آن ظهور مقدار مؤمن باشد در عظم و مقدار كافر در ذلت كما قال اللَّه تعالى فَلا نُقِيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً * ( فَمَنْ ثَقُلَتْ ) * پس هر كه را كه گران بود * ( مَوازِينُه ) * اعمال سنجيده او و بر اين تقدير جمع موزونست و اگر جمع ميزان باشد نظر بر تعدد وزن و اختلاف موزونات باشد به اين معنى كه هر نوع از انواع طاعات را ميزانى باشد و بهر حال گرانى ميزان بحسنات است و آنان را كه ميزان گران باشد * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه * ( هُمُ الْمُفْلِحُونَ ) * ايشانند رستگاران و رسيدگان بفوز و نجات و ثواب ابدى * ( وَمَنْ خَفَّتْ ) * و هر كه را كه سبك باشد * ( مَوازِينُه ) * علمهاى وزن كردهء او بجهة قلت طاعة و يا ترازوهاى اعمال او از اطاعت خالى باشد * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه * ( الَّذِينَ خَسِرُوا ) * آنانند كه زيان كردند * ( أَنْفُسَهُمْ ) * بهرهء نفسهاى خود را يعنى فطرت سليمهء خود را ضايع ساختند و اعتراف به چيزى كردند كه معرض ايشان بود به عذاب * ( بِما كانُوا ) * بسبب آنكه بودند كه * ( بِآياتِنا ) * به آيتهاى ما * ( يَظْلِمُونَ ) * ستم ميكردند يعنى وضع تكذيب مينمودند در موضع تصديق بعد از آن ذكر نعمت خود مىكند بر جميع مكلفان بتمكين در ارض و خلق ارزاق براى ايشان و انزال كتب