الملا فتح الله الكاشاني

64

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

رويهاى ايشان زرد بود دانستند كه صالح راست ميگويد پس طلب سلاح كردند كه وى را بكشند صالح گريخت و ملتجى بجمعى شد كه مهتر ايشان را فضيل گفتندى ايشان بيامدند و از وى طلب صالح كردند او از اين ابا نمود چون با او قوت مقاومت نداشتند بالضروره برگشتند و بمصيبت خود مشغول شدند و با يكديگر گفتند كه از وعده يك روز گذشته روز دويم كه جمعه بود برخاستند روى ايشان سرخ شده يقين ايشان زياده گشت روز سيم روى خود را سياه يافتند چنان كه گويا بقير اندوده بودند پس با هم نشستند و بگريستند و كفن بر خود راست كردند و حنوط بر خود ماليدند و حنوط ايشان صبر و مشك بود و در آسمان مينگريستند تا عذاب خداى از كدام جهت بايشان فرود آيد چون روز به چاشت رسيد آوازى از آسمان بر آمد كه هر كه در دنيا بود آن را شنيد و زمين از هول آن بلرزيد و دلهاى ثمود از هيبت و سطوة آن پاره پاره شد پس همه بيكبار بر جاى خود بمردند و در عقب آن صيحه آتشى از آسمان فرود آمد و در ايشان افتاد و همه را بسوخت و هيچكس از ايشان نماند الا دخترى كه نام او ذريعه بود و وى نيز كافره بود بعد از هلاك قوم بوادى القرى آمد و اهل آن را از هلاك قوم خبر داد و آن گه از حقتعالى طلب آب كرد حق سبحانه و تعالى او را از ابر آب باران داد چون بياشاميد فى الحال بيفتاد و بمرد از عبد اللَّه انصارى روايت است كه رسول صلى اللَّه عليه و آله از غزوه تبوك بحجر بگذشت اصحاب را فرمود كه هيچ كس در آن داخل مشويد و از آب اين ديه مخوريد كه تا بشما نرسد آنچه بايشان رسيد بعد از آن فرمود كه اهل آن ده از پيغمبر خود طلب آيات مقترحه كردند چون حقتعالى آن را بايشان نمود كفران كرده به عذاب الهى گرفتار شدند پس بايد كه شما از رسول خدا ( ص ) طلب معجزات مقترحه نكنيد كه چون بعد از وقوع آن انكار كنيد به عذاب امم سابقه معذب گرديد بعد از آن بموضعى از آن اشاره فرمود و فرمود كه ناقهء صالح از اين راه آمدى به آب خوردن و از آن راه بازگشتى و بعد از آن اشاره فرمود بموضعى از آن و فرمود كه بچه ناقه از اين راه بكوه رفت و غايب شد چون ايشان ناقه را كشتند حقتعالى هيچ كس را از ايشان در روى زمين نگذاشت مگر يك مرد را كه او را ابو رغال گفتندى پدر قبيله ثقيف و او در حرم بود و حق سبحانه و تعالى بحرمت حرم او را هلاك نكرد و چون وى از حرم بيرون آمد همان بصيحهء ثمود هلاك شد پس وى را در زير خاك كردند و شاخى زر با وى دفن كردند و اشاره بموضعى كرد و فرمود كه اينست قبر ابو رغال صحابه بشتافتند و آن قبر را بشكافتند و شاخ زر بر گرفتند پس رسول صلى اللَّه عليه و آله جامه در سر كشيد و بشتاب از آنجا بگذشت و مرويست كه صالح بعد از هلاك ثمود به مكه آمد و عبادت ميكرد تا متوفى شد ثعلبى باسناد خود مرفوع باسانيد معتبره به حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرمود يا على أ تدرى من اشقى الاولين اى على