الملا فتح الله الكاشاني

58

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از اين سنگ براى ما شترى را بيرون آر كه مثابهء شتر بختى و بسيارموى و آبستن باشد صالح فرمود كه اگر خداى من بقدرة كامله كه عجز را بر او راه نيست چنين شترى را از سنگ بيرون آورد شما چه كنيد گفتند بپرستش او اقدام نمائيم و وى را بوحدانيت بپرستيم پس بر اين سوگند ياد كردند و صالح دو ركعت نماز گذارد و بدعا از حضرت عزت طلب اظهار اين معجزه نمود فى الحال آن صخره در حركت آمده چون شترى كه در وقت زادن ناله كند بناليد و بشكافت و ناقه بر آن وجه كه مدعاى قوم ثمود بود بيرون آمد در غايت بزرگى و در حال بچهء بمانند خود بزاد و مردمان در آن مينگريستند جندع فى الحال ايمان آورد و باقى اشراف دست انكار از آستين استكبار بيرون آورده ايمان نياوردند القصه اين شتر در ميان مراعى اينقوم مىچريد و آب چشمه را بطريق غب مىآشاميد و همان مقدار شير ميداد و صالح بعد از اظهار اين معجزه فرمود كه اى قوم * ( قَدْ جاءَتْكُمْ ) * بدرستى كه آمد بشما * ( بَيِّنَةٌ ) * معجزهء روشن * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * از نزد پروردگار شما كه دليل است بر كمال قدرت او و صحت نبوة من * ( هذِه ناقَةُ اللَّه لَكُمْ ) * استيناف است براى معجزهء بينه و قوله * ( آيَةً ) * منصوبست بر حال و عامل در آن معنى اشارة است و لكم براى بيان لمن هى له و اضافة ناقه بخداى براى تعظيم آنست و يا به جهت آنكه از نزد خداى به ايشان آمده بدون وسايط و اسباب معهوده و معنى آنست كه اين شتر خدايست مر شما را آية در حالتى كه برهانيست بر پيغمبرى من * ( فَذَرُوها ) * پس بگذاريد اين ناقه را كه * ( تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللَّه ) * تا بخورد گياه را در زمين خدا يعنى گياه ها را بخورد و شما را در خوردن آن رنجى و نقصانى نرسد * ( وَلا تَمَسُّوها بِسُوءٍ ) * و مرسانيد بوى هيچ بدى * ( فَيَأْخُذَكُمْ ) * كه فرا گيرد شما را * ( عَذابٌ أَلِيمٌ ) * عذابى دردناك نهى آن مس كه هيچ مقدمهء اصابت است بسوء كه جامع انواع اذى است جهة مبالغه است در امر و ازاحهء عذر و استحقاق عذاب بواسطهء ضرر ناقه بنا بر اقامت ايشانست بر كفر از پس شهود معجزه و عقر ناقه دليل عتو است در كفر پس تعداد نعمت مىكند بر ايشان بقوله * ( وَاذْكُرُوا ) * و ياد كنيد نعمت خداى را * ( إِذْ جَعَلَكُمْ ) * چون گردانيد شما را * ( خُلَفاءَ ) * جانشينان در زمين * ( مِنْ بَعْدِ عادٍ ) * از پس هلاك قوم عاد * ( وَبَوَّأَكُمْ فِي الأَرْضِ ) * و جاى داد شما را در زمين حجر * ( تَتَّخِذُونَ مِنْ سُهُولِها ) * فرا مىگيريد از زمين نرم آن * ( قُصُوراً ) * كوشكها براى تابستان و يا از موضع نرم آن آلات عمارت قصور فرا مىگيريد چون خشت و گل و آجر * ( وَتَنْحِتُونَ الْجِبالَ ) * و سوراخ ميكنيد و مىكنيد در كوه ها يعنى ميسازيد در سنك