الملا فتح الله الكاشاني
5
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اوامر و نواهى تحذير ميفرمايد بر ترك متابعت آن بقوله * ( وَكَمْ مِنْ قَرْيَةٍ ) * و بسيار از اهل ديه ها و شهر ها كه از كفار و فجار * ( أَهْلَكْناها ) * اراده كردهايم يا حكم كردهايم به هلاكت ايشان و يا ايشان را هلاك كرديم بتخذيل و تخليه * ( فَجاءَها ) * پس آمد باهل آن ديهها و شهرها * ( بَأْسُنا ) * عذاب ما * ( بَياتاً ) * مصدر است در موضع حال بمعنى بليتين يعنى در حالتى كه بيتوته كرده بودند مانند قوم لوط كه در شب ايشان را مستاصل ساختيم * ( أَوْ هُمْ قائِلُونَ ) * عطف است بر بياتا اى قائلين نصب النهار يعنى يا در حالتى كه ايشان خفته گان بودند در نيم روز چون قوم شعيب عليه السّلام و حذف و او عطف حالى در هم قائلون جهت استثقال اجتماع دو حرف عطف است چه و او حاليه و او عطف است كه از براى وصل مستعار شده و نميتواند بود كه اكتفاء بضمير شده باشد زيرا كه آن غير فصيح است و تخصيص اين دو وقت جهت آنست كه زمان آزمايش و استراحتاند و تصور و توقع عذاب در آن نيست پس بليهء غير منتظره كه آن بر طريق فجاة است صعب تر و سخت تر است و فظاعة آن بيشتر چنانچه نعمت غير مترقبه نيكوتر و لذيزتر است * ( فَما كانَ دَعْواهُمْ ) * پس نبود خواندن ايشان و يا استغاثهء ايشان و يا آنچه دعوى ميكردند از صحت دين خود * ( إِذْ جاءَهُمْ ) * وقتى كه آمد بديشان * ( بَأْسُنا ) * عذاب و بلاى ما * ( إِلَّا أَنْ قالُوا ) * مگر آنكه گفتند بر سبيل تحسر و ندامت كه * ( إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ) * بدرستى كه ما بوديم ستمكاران بر نفس خود كه تكذيب رسل كردهايم يعنى اعتراف كردند بظلم خود در آنچه بر آن بودند و اقرار كردند ببطلان آن جهت تحسر بر آن يا به جهت مظنهء ايشان از آنكه اعتراف بجرايم سبب خلاصى باشد از عذاب و حال آنكه نزول عذاب و ارتفاع تكليف مقارن يكديگرند پس آيه دالست بر آنكه در وقت نزول عذاب توبه و استغفار مفيد نباشد و قوم يونس از اين حكم استثنااند چنان كه رقم ذكر خواهد يافت و بعد از انذار قريش از عقوبت دنيويه تهديد ميفرمايد از عقوبت اخرويه بقوله * ( فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ ) * پس هر آينه پرسيم آنان را كه فرستاده شدهاند بر ايشان پيغمبران و سؤال ايشان از قبول رسالت و اجابت رسل خواهد بود يعنى چون رسولان تبليغ رسالت خود كردند با معجزات بينه شما در جواب ايشان چه گفتيد و اين سؤال تعنيف و تعذيب است * ( وَلَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ ) * و هر آينه بپرسيم فرستاده شدگان را يعنى پيغمبران را از اداى رسالت و تبليغ احكام و اين سؤال تشريف و تقريب است و گفتهاند كه امم را از فرمان بردارى انبيا پرسند و انبيا را از مهربانى بر امم و در انوار گفته كه اين سؤال توبيخ