الملا فتح الله الكاشاني

441

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ميان پسر و پدر طوفان اشتداد يافت * ( وَحالَ ) * رحايل شد * ( بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ ) * ميان پدر و پسر موج طوفان * ( فَكانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ) * پس گشت از جمله غرقشدگان ابو الفتوح آورده كه ارباب حديث گفته‌اند كه اين مكالمه در مدت چهل روز بود كه آب از زمين بر مىآمد و از آسمان مىآمد و در هوا معلق ميايستاد و بعد از چهل روز آن هر دو بهمرسيدند كما قال فَالْتَقَى الْماءُ عَلى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ كنعان غرق شد و همه عالم را آب گرفت چنان كه آب چهل گز از سر كوه هاى عالم برگذشت و همه عالم خراب شد و هيچ كافرى نماند بر روى زمين و چون قصه طوفان بنهايت انجاميد و كفار غرقشدند امر الهى در رسيد كه * ( وَقِيلَ ) * و گفته شد يعنى حقتعالى گفت * ( يا أَرْضُ ابْلَعِي ) * اى زمين فرو بر * ( ماءَكِ ) * آب خود را كه بيرون داده * ( وَيا سَماءُ أَقْلِعِي ) * و اى آسمان باز گير آبى را كه فرو گذاشتهء در انوار گفته كه ندا به آسمان و زمين و امر به آنها به آن چه ندا كرده و مامور شده بودند براى تمثيل است بر كما قدرت او را و انقياد هر دو مر آن چيزى را كه مشيت الهى تعلق گرفته بود از بلع و اقلاع كه بمعنى نشف و امساكست بامر مطاعى كه او امر كند منقادى را كه مبادرت كند بامتثال حكم او به جهت مهابت عظيمه او و خوف و خشيت از عِقابٍ أَلِيمٍ او و در مجمع نيز مذكور است كه اين كلام اخبار است از نشف زمين آب را و اتساع سحاب و انقطاع مطر باسرع زمان فكانه قال ( لهما ابلعى و اقلعى فبلعت و اقلعت ) كما قال * ( وَغِيضَ الْماءُ ) * و كم كرده شد آب به روى زمين * ( وَقُضِيَ الأَمْرُ ) * و گذارده شد كارى كه حكم حق بدان متعلق بود از هلاك اشرار و نجات ابرار * ( وَاسْتَوَتْ ) * و قرار گرفت كشتى * ( عَلَى الْجُودِيِّ ) * در كوه جودى از موصل يا شام روز عاشورا دهم محرم و در اينحال نوح ( ع ) دعا كرد كه يا ماريا اتقن و اين بلغت عربى بمعنى يا رب اصلح است و بروايت ديگر يا رهما اتقن بمعنى يا رب احسن از مجاهد روايتست كه در حين طوفان كوه ها بلند شدند تا آب بايشان نرسد مگر كوه جودى كه سر فرو برد بر سبيل تواضع آب از بالاى كوه ها همه در گذشت و بجودى نرسيد بدانكه نزد بعضى مدت طوفان ششماه بود و نوح در عاشر رجب بكشتى نشست و عاشر محرم بر جودى قرار گرفته فرود آمد و بروايت اهل البيت عليهم السلام هيجدهم ذى الحجة كشتى بر جودى بايستاد و بروايت ديگر دهم ذى الحجة * ( وَقِيلَ ) * و گفته شد * ( بُعْداً ) * دورى و هلاكت باد * ( لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * مر گروه ستمكاران را يعنى كافران را و نصب * ( بُعْداً ) * بر مصدريه است اى بعد بعدا يقال