الملا فتح الله الكاشاني

435

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

است صلَّى اللَّه عليه و آله و قائلان اين قول كفار مكه‌اند يعنى بلكه قريش گفتند كه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله آنچه ميگويد از خبر نوح افتراى مىكند و از نزد خود ميگويد ما گفتيم كه اى محمد ( ص ) بگو بايشان كه اگر من خبر نوح را افترا ميكنم و از نزد خود ميگويم پس عقوبت جرم من بر من است و من برىام از گناه شما و و بال آن بر شما است پس اين جمله معترضه مىباشد و بعد از آن فرمود * ( وَأُوحِيَ ) * و وحى كرده شد * ( إِلى نُوحٍ ) * به سوى نوح عليه السّلام * ( أَنَّه لَنْ يُؤْمِنَ ) * آنكه ايمان نخواهند آورد * ( مِنْ قَوْمِكَ ) * از گروه تو * ( إِلَّا مَنْ قَدْ آمَنَ ) * مگر آن كس كه ايمان آورده * ( فَلا تَبْتَئِسْ ) * پس اندوهگين مباش * ( بِما كانُوا يَفْعَلُونَ ) * به آنچه هستند كه ميكنند از تكذيب و ايذا چه ايشان هرگز ايمان نياورند نوح بعد از اين وحى از ايمان ايشان نااميد گشته بر ايشان دعا كرد و گفت رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً حق تعالى دعاى وى را مستجاب كرده به او ندا رسيد كه اى نوح ميان اجتهاد دربند * ( وَاصْنَعِ الْفُلْكَ ) * و بساز كشتى را * ( بِأَعْيُنِنا ) * در حالتى كه ملتبس باشى به نگاه داشت ما تعبير فرموده به عين كه متضمن كثرة إله حسن است كه به آن حفظ شيء ميكنند و به آن مراعات اختلال و دفع مينمايند از مبالغه در حفظ بر طريق تمثيل يعنى كشتى بساز بكمال حفظ و رعايت كردن ما بدن نفس تو را از شر كفار و گويند مراد از عين ملائكه‌اند و اضافه به جهت تعظيمست يعنى بچشمهاى ملائكه كه ناظر احوال تواند و مددكار تو * ( وَوَحْيِنا ) * و وحى كردن ما به تو در ساختن آن يعنى اگر در ساختن آن خللى از تو صادر شود ما حافظ تو خواهيم بود و به تو وحى خواهيم كرد كه چگونه بايد ساخت ابن عباس فرموده كه نوح نمىدانست كه كشتى را چگونه بسازد وحى آمد كه كشتى را بساز چون سينه مرغ * ( وَلا تُخاطِبْنِي ) * و خطاب مكن با من * ( فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا ) * دربارهء آنان كه ستم كردند يعنى از من درخواه مكن در دفع عذاب ايشان * ( إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ) * بدرستى كه ايشان غرقه شدگانند يعنى محكوم عليهماند بغرق اينغايت وعيد است هم چنان كه ملك بوزير خود گويد لا تذكر حديث فلان بين يدى و گويند مراد نهى شفاعت او است از براى زن و پسر او در خبر آمده كه نوح عليه السّلام چون چوب كشتى مىطلبيد فرمان در رسيد كه تخم درخت ساج را به كار پس نوح عليه السّلام درخت ساج بكاشت و در مدت بيست سال كه درخت رسيده مطلقا هيچ فرزندى از قوم او متولد نشد و در اينمدت اطفال ايشان بالغ شدند و ايشان نيز از متابعت ابا كردند و از قبول دعوت سر كشيدند و على بن ابراهيم از پدر خود از صفوان از ابى عبد اللَّه نقل كرده كه چون حقتعالى ارادهء هلاك قوم نوح فرمود ارحام نسوان ايشان را عقيم گردانيد مدت