الملا فتح الله الكاشاني

431

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اگر من باشم بر حجتى هويدا و دليلى روشن و آشكارا * ( مِنْ رَبِّي ) * از نزد پروردگار من كه بر صحت من گواهى دهد * ( وَآتانِي ) * و داده باشد خداى مرا * ( رَحْمَةً مِنْ عِنْدِه ) * بخشايش از نزديك خود كه نبوت است يا بينه واضحه بر آن * ( فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ ) * پس پوشيده ماند بر شما و حفص بضم عين و تشديد ميم خوانده يعنى پوشيده گردانيده شود آن حجة بر شما به جهت قلت تدبر شما در آن توحيد ضمير فعميت بجهة آنست كه بينه فى نفسها رحمة است و يا بجهة آن كه خفاى آن موجب خفاى نبوتست و يا تقدير كلام اينست كه فعميت بعد البينة و حذف آن به جهت اختصار است و يا راجع بهر يك از بينه و رحمت است اين كلام جوابست از قول ايشان كه بل نظنكم كاذبين و ملخص معنى اينكه اگر گمان شما چنانست كه من كاذبم پس چگوييد اگر من خلاف ظن شما باشم و بر حجتى و بينتى واضحة از جانب خدايا در اين صورت تصديق من نخواهيد كرد و يا جوابست از ما نَراكَ إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا يعنى اگر من كه بشرىام حجتى را بر شما نمايم كه دلالة بر صدق من كند تصديق من نخواهيد نمود و در اين آية دلالتست بر آنكه وضوح رسالت و ظهور نبوة معجزه ايست و معنى بشريت را در آن دخلى نيست و يا جوابست از ما نَراكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَراذِلُنا و معنى مراد اينكه اى قوم بحسب حقيقة شما اراذليد نه اين مؤمنان كه بنبوت من تصديق كرده‌اند و يا جوابست از وَما نَرى لَكُمْ عَلَيْنا مِنْ فَضْلٍ و خلاصه معنى آنكه پيروى مال و جاه فانى مكنيد چه آنچه واجبست اتباع حجت و دلالتست و يا جواب باشد از جميع امور مذكوره و قوله * ( وَآتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِه ) * رد جميع اقوال مذكوره است بر ايشان حاصل كه نوح فرمود كه اگر حقتعالى مرا آيتى و معجزاتى از نزد خود داده باشد بر صدق نبوت من و بجهة عدم تدبر شما در آن بر شما پوشيده ماند * ( أَ نُلْزِمُكُمُوها ) * آيا آن هنگام الزام كنيم شما را در قبول آن و باكراه و اجبار شما را بر آن داريم استفهام بمعنى انكار است و نفى يعنى الزام و اكراه نكنيم شما را بر اهتداى به آن * ( وَأَنْتُمْ لَها كارِهُونَ ) * و حال آنكه شما مر آن حجة را كاره و ناخواهند گانيد چه اكراه و اجبار منافى تكليفست پس بر من همين تبليغ است و اظهار معجزه بر وفق آن شعر من آنچه شرط بلاغ است با تو ميگويم تو خواه از سخنم پند گير خواه ملال پس انكار استثقال ايشان مىكند در تصديق و قبول ايمان بقوله * ( وَيا قَوْمِ ) * و اى گروه من * ( لا أَسْئَلُكُمْ ) * نميخواهم از شما * ( عَلَيْه ) * بر تبليغ رسالت كنايه غير مذكوره است بجهة معلوميت ذكر آن از سوق كلام ما سبق يعنى بر رسانيدن رسالة از شما طلب نميكنم * ( مالًا ) * مالى را كه مزد كار من باشد تا بر شما گران و شاق