الملا فتح الله الكاشاني

420

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از نعم و نقم بمثابه نمونه آن چيز است كه خواهد يافت در آخرت و اشعار بر آنكه او بادنى چيزى در كفر و بطر واقع مىشود زيرا كه ذوق ادراك طعم است و مس مبدء وصول است حاصل كه آدمى يؤس و كفور است نزد نقم و فرحان و فخور نزد نعم * ( إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا ) * مگر آنان كه شكيبايى نمودند در محنت و بلا و استسلاه كردند به قضا * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كردند علمهاى نيكو يعنى بوسيلهء اداء واجبات و مندوبات و اجتناب از مقبحات وظايف شكر بتقديم رسانيدند در نعمة و رخا * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه بصفة شكر و صبر موسومند * ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ ) * مر ايشان راست آمرزش گناهان * ( وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ) * و مزد بزرگ كه اقل آن بهشت است و آن نعمة رضا است و كمال تقرب بمولى بدانكه استثنا در آيه از انسانست زيرا كه مراد به آن جنس است و چون محلى بلام واقع شده مفيد استغراق است و كسانى كه حمل انسان بكافر ميكنند جهة سبق ذكر ايشان استثنا را منقطع ميدانند آورده‌اند كه كفار عرب از روى تعصب و عناد اقتراح آيات از حضرت سيد كاينات عليه افضل التسليمات ميكردند و در كلام كريم قرآنى بطريق استهزا سلوك ميكردند و از جمله اقتراحات ايشان آن بود كه چرا گنجى به تو ندادند يا ملكى را به تصديق تو نفرستادند حضرت رسول ( ص ) از عدم قبول دعوت و استهزاء ايشان تنگدل ميشد حقتعالى براى تهييج آن حضرت در اداى رسالت و عدم مبالات او برد و انكار ايشان آيه فرستاد كه * ( فَلَعَلَّكَ تارِكٌ ) * پس شايد كه تو ترك كننده باشى ماتريدى گفته كه استفهام بمعنى نفى است يعنى ترك مكن * ( بَعْضَ ما يُوحى إِلَيْكَ ) * برخى از آنچه وحى كرده شده است به تو يعنى آنچه مخالف راى مشركان است از سب الههء ايشان بجهة مخافة در ايشان و استهزاء ايشان به آن در انوار گفته كه آن توقع وجود آن چيزى كه داعى باشد به آن وقوع آن لازم نمىآيد بجهة وجود صارف كه آن عصمة رسل است از خيانت در وحى و تقيه در تبليغ آن * ( وَضائِقٌ بِه ) * و تنگست باظهار آن * ( صَدْرُكَ ) * سينهء تو * ( أَنْ يَقُولُوا ) * از ترس آنكه گويند * ( لَوْ لا أُنْزِلَ ) * چرا فرستاده نشده است * ( عَلَيْه كَنْزٌ ) * بر او گنجى كه نفقه كند بر مردمان و بسبب آن تابع او شوند هم چنان كه فعل ملوكست * ( أَوْ جاءَ مَعَه ) * يا چرا نيامد به او * ( مَلَكٌ ) * فرشته بجهة گواهى بر نبوت او يعنى بسبب اينمقالات از اداى رسالت باز ممان و باكى از گفتار ايشان مدار ( الكلب ينبح و القواقل يعبر ) * ( إِنَّما أَنْتَ ) * جز اين نيست كه تو * ( نَذِيرٌ ) * بيم كنندهء و بر همين انذار است و تو در آن تقصير نميكنى پس چرا از رد و انكار ايشان تنگدل بايد شد * ( وَاللَّه عَلى