الملا فتح الله الكاشاني
39
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بينند * ( يَوْمَ يَأْتِي ) * روزى كه بيايد * ( تَأْوِيلَه ) * عاقبت و سرانجام كتاب يعنى ظاهر شود آثار وعد و وعيد و آن روز قيامت باشد * ( يَقُولُ الَّذِينَ ) * گويند آنان كه * ( نَسُوه ) * ترك نمودند كتاب مفصل را * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين در دنيا يعنى چون صدق سخن خدا در آن روز ظاهر شود بر كافران كه بقران نگرويدهاند گويند * ( قَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا ) * بدرستى كه آمده بودند فرستادگان آفريدگار ما * ( بِالْحَقِّ ) * براستى و درستى و ما تكذيب ايشان كرديم و وقوع اين روز را باور نداشتيم * ( فَهَلْ لَنا مِنْ شُفَعاءَ ) * پس آيا باشند ما را درخواستكنندگان * ( فَيَشْفَعُوا لَنا ) * پس شفاعت كنند براى ما امروز * ( أَوْ نُرَدُّ ) * يا باز گردانيده شويم به دنيا * ( فَنَعْمَلَ ) * پس بكنيم * ( غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ ) * جز آنكه بوديم كه عمل ميكرديم يعنى تصديق كنيم به آنچه تكذيب ميكرديم و بوحدانيت قايل شويم نه بشرك پس نه كسى ايشان را شفاعت كند و نه به دنيا بازشان برند * ( قَدْ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ ) * بدرستى كه زيان كردند بر نفسهاى خود كه سرمايهء عمر خود را صرف پرستش بتان كردند * ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ) * و كم شد از ايشان * ( ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * آنچه بودند كه افترا ميكردند و بدروغ ميگفتند كه بتان شفيعان ما باشند نزديك خداى پس هيچ نفعى بايشان نرسد و در عذاب ابدى گرفتار بمانند بعد از آن از روى احتجاج ذكر ربوبيت و قادريت خود و بيان مصنوعات خود مىكند تا بوسيلهء آن او را بشناسند و بدانند كه غير از او سبحانه معبودى به حق نيست و ميفرمايد كه اى جميع مكلفان * ( إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّه ) * بدرستى كه پروردگار شما پروردگاريست كه مستجمع جميع صفات كمال است * ( الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ ) * او است آن كس كه بيافريد آسمانها و زمين را بى ماده و آلتى * ( فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ) * در مقدار زمان شش روز و اگر چه او سبحانه قادر بود كه به چشم زدنى همهء چيزها را بيافريند اما به جهت تعليم آنكه بندگان در كارها تعجيل نكنند و تانى كار فرمايند به مدت شش روز آنها را بيافريد و در مجمع آورده كه حقتعالى ابتداى آفرينش از روز يكشنبه كرد و تا آخر روز جمعه جميع مكونات علوى و سفلى را ايجاد كرد * ( ثُمَّ اسْتَوى ) * پس مستولى شد ارادهء او * ( عَلَى الْعَرْشِ ) * بر آفرينش عرش بدون التوا و اعوجاج لازم عجز است و يا مستولى و غالب گشت بر آن و تخصيص عرش باستيلاى حق تعالى بر آن به جهت آنست كه عرش اعظم مخلوقاتست و حقيقت آن است كه استوى على العرش صفتى است مر خداى را بلا كيف و لا وصف و اين از جملهء مشابهات قرآن