الملا فتح الله الكاشاني
386
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
يعنى گمان دارند كه خداى بايشان چه كند * ( يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * در روز رستخيز كه روز مكافاتست و در اين ابهام تهديد بزرگ و وعيدى عظيم است مر ايشان را در رسيدن عذاب شديد و عقاب اليم بايشان در اين جهان و در آن جهان * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خداى * ( لَذُو فَضْلٍ ) * هر آينه خداوند رحمت است * ( عَلَى النَّاسِ ) * بر مردمان باعطاى عقل و هدايت و يا بانزال كتب و ارسال رسل * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ ) * و ليكن بيشتر ايشان * ( لا يَشْكُرُونَ ) * سپاس دارى نميكنند اين نعمت را و به آن جاحد مىشوند اين كلام تقريعست بر افترا و كذب و اگر چه در صورت استفهام است و گويند كه معنى آنست كه خدا به تحريم امور مذكوره تنك گيرى نكرده بر ايشان بلكه آن را بر ايشان حلال گردانيده و يا خداوند فضل است به ترك معاجله عذاب در دنيا بر كسانى كه افترا ميكنند آيه دليل است بر آنكه هيچكس را روا نيست كه حكمى از احكام شرع را نادانسته حكم كند بلكه از سر ايقان و احتياط تمام حكم نمايد تا از جمله آنها نباشد كه بر خدا افترا كردهاند در تحريم و تحليل احكام بعد از آن بيان مىكند كه امهال عذاب ايشان نه به جهت جهل او است به حال ايشان و اهمال آن و ميفرمايد كه * ( وَما تَكُونُ ) * و نباشى تو اى محمد ( ص ) * ( فِي شَأْنٍ ) * در كارى از كارهاى خود * ( وَما تَتْلُوا مِنْه ) * و نخوانى از آنچه فرستاده خدا * ( مِنْ قُرْآنٍ ) * از قرآن در انوار گفته كه ضمير منه راجع است بشان زيرا كه تلاوت قرآن معظم شان رسولست و من براى تبعيض يا مزيده براى تاكيد نفى و يا ضمير منه راجع است به قرآن و اضمار آن قبل از ذكر جهة تفخيم آنست يا راجع بخداست چنان كه به آن مترجم شده قوله * ( وَلا تَعْمَلُونَ ) * تعميم خطابست بعد از تخصيص آن به كسى كه مقتداى همه آدميانست جهت تفخيم شان او يعنى نميكنيد اى جميع آدميان * ( مِنْ عَمَلٍ ) * هيچ كارى از كارها * ( إِلَّا كُنَّا عَلَيْكُمْ ) * مگر كه هستيم ما بر شما * ( شُهُوداً ) * گواهان يا نگاهبانان * ( إِذْ تُفِيضُونَ ) * آن وقت كه خوض ميكنيد و در ميرويد * ( فِيه ) * در آن كار * ( وَما يَعْزُبُ ) * و پوشيده نميشود * ( عَنْ رَبِّكَ ) * از علم پروردگار تو كار تو * ( مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ ) * همسنگ مورچه خورد و يا مقدار ذره هوا * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين * ( وَلا فِي السَّماءِ ) * و نه در آسمان يعنى دو وجود و امكان و قوله * ( وَلا أَصْغَرَ ) * كلاميست مستانف براى تقرير قول مذكور يعنى نيست خوردتر * ( مِنْ ذلِكَ ) * از آن ذره * ( وَلا أَكْبَرَ ) * و نه بزرگتر مراد آنست كه نيست هيچ چيز از امور موجوده * ( إِلَّا ) * مگر كه