الملا فتح الله الكاشاني
376
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
باشند و راضى بتقليد صرف نشده باشند * ( إِنَّ الظَّنَّ ) * بدرستى كه گمان * ( لا يُغْنِي ) * بى نياز نگرداند كسى را * ( مِنَ الْحَقِّ ) * از علم و اعتقاد راست * ( شَيْئاً ) * چيزى يعنى ظن و تخمين بجاى حق و يقين نتواند بود و گفتهاند كه ظن كفاران بود كه بتان ايشان را شفاعت خواهند كرد حقتعالى فرمود كه گمان ايشان سود نكند و بازندارد از عذاب خدا چيزى را * ( إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ ) * بدرستى كه خدا داناست * ( بِما يَفْعَلُونَ ) * به آنچه ايشان ميكنند از متابعت گمان و اعراض از حجة و برهان و همه را سزا و جزا خواهد داد در آيه دليل است بر آنكه تحصيل علم در اصول واجب است و اكتفاء بتقليد ظن جايز نيست و جواز ظن در جايى است كه علم ممكن نباشد مانند مسائل اجتهاديه بعد از آن در رد قول كفار كه پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را گفتند ( ائت بقران غير هذا او بدله ) ميفرمايد كه * ( وَما كانَ هذَا الْقُرْآنُ ) * و نيست و نشايد اين قرآن با وجود دلايل و اعجاز * ( أَنْ يُفْتَرى ) * آنكه بر بافته شود و كسى تواند گفت * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى يعنى سزاوار نيست كه اين سخن مفتراى بشر باشد * ( وَلكِنْ ) * و ليكن * ( تَصْدِيقَ الَّذِي ) * تصديق كننده آن چه بود * ( بَيْنَ يَدَيْه ) * پيش از وى از كتب مقدمه و موافق و مطابق آن يعنى با وجود اعجاز گواه كتب منزله نيز هست يا مصدق چيزى است كه در پيش وى است و از بعث و نشور و حسنات و عقاب و ثواب و تصديق منصوب است به آن كه خبر كان محذوف است اى ( و لكن كان تصديق الذى ) و يا علة فعل مقدارى ( انزل اللَّه تصديق الذى ) يعنى انزال قرآن فرمود بجهة تصديق كتب سابقه * ( وَتَفْصِيلَ الْكِتابِ ) * و براى بيان كردن آن چه بر شما نوشته شده است از او امر و نواهى * ( لا رَيْبَ فِيه ) * در حالتى كه نيست شكى در او يعنى شبهه در حقيقت آن نيست اين حال است از كتاب كه در معنى مفعول است و ميتواند بود كه خبر ثالث كان مقدر باشد و يا جمله مستانفه و قوله * ( مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * متعلق است بتصديق يا تفصيل و لا ريب جمله معترضه يعنى تصديق قرآن و يا تفصيل آن منزل است از نزد پروردگار عالميان و ميتواند بود كه خبر رابع باشد و يا حال از كتاب يا ضمير فيه و مساق آية بعد از منع آن اتباع ظن براى بيان آن چيزى است كه واجب است اتباع آن و اقامت برهان و نيز جهة تقرير و الزام حجة بر سبيل انكار و استبعاد كفار ميفرمايد كه * ( أَمْ يَقُولُونَ ) * آيا ميگويند مشركان * ( افْتَراه ) * بر بافته است محمد صلَّى اللَّه عليه و آله اين كلام را از خود * ( قُلْ ) * بگو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله اگر كسى اين سخن را بر ميتوان