الملا فتح الله الكاشاني
281
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ايشان كاهلانند يعنى به نماز مىآيند بكسالت و كراهت نه بصدق و ارادت * ( وَلا يُنْفِقُونَ ) * و نفقه نمى كنند در راه خدا يعنى زكات مفروضه نمىدهند * ( إِلَّا وَهُمْ كارِهُونَ ) * مگر در حالتى كه ايشان ناخواهانند يعنى بكراهت نفقه ميكنند زيرا كه باداى نماز و زكات اميد ثواب ندارند و به ترك آن از عقاب و عتاب نمىترسند در آيه دلالتست بر آنكه كفار مخاطباند بشرايع زيرا كه حقتعالى مذمت ايشان كرده بر ترك صلاة و زكات و اگر بر ايشان واجب نميبود به ترك آن مذموم نميشدند * ( فَلا تُعْجِبْكَ ) * پس بايد كه ترا بشگفت نيارد اى سامع و يا خطاب به آن حضرتست و مراد امةاند يعنى مؤمنانرا ميفرمايد كه بايد متعجب نگرداند شما را * ( أَمْوالُهُمْ ) * مالهاى منافقان * ( وَلا أَوْلادُهُمْ ) * و نه فرزندان ايشان چه كثرت اموال و اولاد استدراج و و بال است بر ايشان كما قال * ( إِنَّما يُرِيدُ اللَّه ) * جز اين نيست كه ميخواهد خدا * ( لِيُعَذِّبَهُمْ ) * تا عذاب كند ايشان را * ( بِها ) * بدانها * ( فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ) * در زندگانى دنيا بسبب تعب و مشقت در جمع مال و حفظ آن و آنچه بديشان ميرسد از مصائب و شدايد فرزندان * ( وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ ) * و بيرون رود جان هاى ايشان از ابدان بصعوبت بسيار * ( وَهُمْ كافِرُونَ ) * در حالتى كه ايشان كافران باشند يعنى بر كفر به ميرند مراد آنست كه ايشان مشغول تمتع مال و فرزند شده نظر در عاقبت و خاتمت كار خود نكنند و بر كفر بميرند و آن هنگام نه مال ايشان را دست گيرد و نه فرزند بفرياد ايشان رسد و چه نيكو گفتهاند كه شعر چون مرگ كشد گردن گردان در بند نتوان بستيزه جست از آن خم كمند آن لحظه كه دست اجل از پا افكند نه مال بفرياد رسد نه فرزند در مجمع آورده كه در تعذيب كافران به اولاد و اموال در حيات دنيا چند وجه است يكى آنكه در آية تقديم و تاخير است اى ( لا تشرك اموالهم و اولادهم فى الحياة الدنيا انما يريد اللَّه ليعذبهم بها فى الآخرة ) و اين قول ابن عباس و قتاده است دويم آنكه تعذيب ايشان بسبب اموال و اولاد از حيثيت تشديد تكليف باشد بر ايشان از حيثيت امر ايشان بانفاق در زكات و غزو و تاديهء ايشان آن را بر وجه كراهت و مشقت به جهت عدم رجاء ايشان بمثوبت در آخرت و كشته شدن اولاد ايشان در محاربه و اين وجه از حسن و بلخى مرويست سيم آنكه تعذيب ايشان به جهت حفظ اولاد و اموال باشد و وقوع مصايب بر ايشان از ممر آن و اين قول ابن زياد است چهارم تعذيب ايشان به آن در دنيا به جهت سبى اولاد باشد و غنيمت اموال نزد تمكن مؤمنان بر آن پس موجب حسرت ايشان شود بر آن و جزاى كفر ايشان و اين از جبائى منقول است پنجم آنكه عذاب ايشان كند بجمع و حفظ اموال و اولاد و حب مال و بخل ايشان به آن و حزن ايشان بر فوت و موت آن و مفارقت