الملا فتح الله الكاشاني
28
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
از ايشان بما نرسيد * ( وَشَهِدُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * و گواهى دهند بر نفسهاى خود * ( أَنَّهُمْ كانُوا ) * آنكه ايشان بودند * ( كافِرِينَ ) * ناگرويدگان يعنى اعتراف كنند به آنكه ايشان گمراه بودهاند در آنچه در آن بودند * ( قالَ ) * گويد خداى بواسطهء ايجاد كلام در جسم جمادى و يا بواسطهء احدى از ملائكه * ( ادْخُلُوا ) * در آئيد * ( فِي أُمَمٍ قَدْ خَلَتْ ) * در ميان امتان كه در گذشتهاند * ( مِنْ قَبْلِكُمْ ) * پيش از شما بر دين و آئين شما * ( مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * از پريان و آدميان مراد كافران گذشتهاند از اين دو طايفه كه قبل از ايشان بدوزخ رفته باشند و فى امم در موضع حالست اى كائنين فى جملة ( امم مصاحبين لهم ) و قوله * ( فِي النَّارِ ) * متعلق است بادخلوا يعنى در آئيد در آتش دوزخ در حالتى كه با امم سابقه باشيد كه پيش از شما بدوزخ آمدهاند در آنجا مصاحب ايشان شويد مرويست كه هر جمعى از كفار كه عناد و تكبر ايشان بيشتر باشد پيشتر به آتش برند * ( كُلَّما دَخَلَتْ ) * هر گاه كه در آيند * ( أُمَّةٌ ) * گروهى در دوزخ * ( لَعَنَتْ أُخْتَها ) * لعنت كند گروهى ديگر را كه همدينان باشند و بايشان اقتدا كرده بر كيش و ملت ايشان مرده باشند يعنى لعنت كنند مشركان جهودان و ترسايان رؤسا و مقتديان خود را كه مضل و مغوى ايشان بوده باشند * ( حَتَّى إِذَا ادَّارَكُوا ) * تا آنكه چون به يكديگر رسند * ( فِيها جَمِيعاً ) * در آتش همهء ايشان * ( قالَتْ أُخْراهُمْ ) * گويند آنها كه پس روان ايشان بوده باشند در دنيا و يا از پى در آيندگان ايشان در دوزخ * ( لأُولاهُمْ ) * براى اولى كه پيشوايانند يعنى در درباره ايشان گويند كه * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( هؤُلاءِ أَضَلُّونا ) * اين گروه گمراه كردند ما را * ( فَآتِهِمْ ) * پس بده ايشان را * ( عَذاباً ضِعْفاً ) * عذابى دو چندان كه ما را هست * ( مِنَ النَّارِ ) * از آتش دوزخ يك قسم براى گمراهى ايشان و يكى براى گمراه ساختن ديگران * ( قالَ ) * گويد خدا در جواب ايشان كه * ( لِكُلٍّ ضِعْفٌ ) * مر همه را عذاب دوباره است پيشوايان را بجهة ضلال و اضلال و تابعان ايشان را بواسطهء كفر و تقليد * ( وَلكِنْ لا تَعْلَمُونَ ) * و لكن ايشان ندانسته باشند كه هر يك چند نوع عذاب ميكشند يعنى از احوال عذاب يكديگر بى خبر باشند و همين عذاب خود را دانسته باشند اينكلام منفصل است از ما قبل براى بيان شدة عذاب ايشان و حفص بخطاب ميخواند يعنى شما نميدانيد انواع عذاب سخت يكديگر را و عالم نيستيد كه هر يك از متبوع و تابع را چه قدر عذابست و از حال يكديگر