الملا فتح الله الكاشاني

279

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

جبانت و مدح بشر بسخاوت و شجاعت و نيز در وصف اهل نفاق ميفرمايد كه * ( إِنْ تُصِبْكَ ) * اگر برسد به تو اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در بعضى از غزوات * ( حَسَنَةٌ ) * نيكويى از ظفر و غنيمت چنان كه در بدر بود * ( تَسُؤْهُمْ ) * اندوهگين سازد ايشان را از فرط حسد و نفاق كه دارند * ( وَإِنْ تُصِبْكَ ) * و اگر برسد به تو در برخى جنگها * ( مُصِيبَةٌ ) * جراحتى و شكستى چنان كه در احد واقع شد * ( يَقُولُوا ) * گويند از روى استحماد راى و استحسان انديشه خود * ( قَدْ أَخَذْنا ) * بدرستى كه گرفتيم ما * ( أَمْرَنا ) * احتياط خود را * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از اين يعنى قبل از وقوع اين صورت يعنى دور انديشى كرديم و طريق حزم و عاقبتبينى مرعى داشتيم و بحرب نرفتيم و در خانهاى خود متقاعد شديم * ( وَيَتَوَلَّوْا ) * و برگردند از مجلسهاى خود * ( وَهُمْ فَرِحُونَ ) * و حال آنكه شادمان باشند بشماتت يا بعجب بفعل خود * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) * ( لَنْ يُصِيبَنا ) * نرسد ما را * ( إِلَّا ما كَتَبَ اللَّه لَنا ) * مگر آن چه نوشته است خدا براى ما در لوح محفوظ و ما را به آن اختصاص داده از نصرت و ظفر بر دشمنان و يا شهادت و درجات جنان حسن بصرى گفته كه مراد آن است كه كار ما معطل و مهمل نيست بلكه راجع است با مدبرى حكيم كه آنچه واقع مىشود از غنيمت و هزيمت و سراء و ضراء و دولت و نكبت بتدبير و حكمت اوست و آن را در لوح محفوظ ثبت فرموده تا اعلام نمايد به آن فرشتگان را و بر وجه لطف و فضل ايشان را از ما سيكون خبر ميدهد تا موجب مزيد استيقان ايشان شود بتعلق علم ازلى بما كان و ما يكون و چون وقوع حوادث و وقايع از نفع و ضرر در علم الهى مركوز است و متبدل و متغير نميشود پس موافقت و مخالفت شما راه در تغيير او گشوده نخواهد شد تا قعود شما از حرب موجب رفاهيت شما شده باشد و قيام ما بآنعلت نكبت ما گردد * ( هُوَ مَوْلانا ) * او است ناصر و متولى امر ما و سازندهء كار ما * ( وَعَلَى اللَّه ) * و بر خدا نه بر غير او * ( فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * بايد كه توكل كنند مؤمنان چه حق ايمان آنست كه بر غير او اعتماد و توكل ننمايند و شبهه نيست كه نتيجهء توكل بر خدا حصول مراداتست و كفايت مهمات و ايمنى از آفات و مخافات * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) مر ايشان را بر سبيل تقريع و تقرير * ( هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا ) * آيا چشم ميداريد بما يعنى انتظار نمىبريد كه چيزى بما رسد * ( إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ ) * مگر يكى از دو عاقبت نيكو كه آن نصرتست اگر بكشيم و شهادت است و وصول بجنت اگر كشته شويم * ( وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ ) * و ما چشم ميداريم بشما يكى از دو عاقبت