الملا فتح الله الكاشاني

272

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه ظفر نيابند كفار بر او * ( وَأَيَّدَه ) * و قوت داد پيغمبر را * ( بِجُنُودٍ ) * بلشگرهاى ملائكه كه شما * ( لَمْ تَرَوْها ) * نديديد ايشان را يعنى فرشتگان را فرستاد تا در غار حراست و حفاظت او نمودند يا ملائكه منزل شدند در بدر و احزاب و حنين و گويند ضمير سكينة راجع بابو بكر است زيرا كه او مضطرب و ترسان بود اين قوليست بعيد زيرا كه همه ضماير ما قبل و ما بعد از آن راجع به حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله است بلا خلاف و آن ضمير تنصروه است و ضمير ( فقد نصره اللَّه و اذا اخرجه و لصاحبه و ايده ) پس چگونه در خلال الضمائر ضمير عليه عايد به غير او باشد و مؤيد اينست كريمهء * ( ثُمَّ أَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * كه در اين سوره واقع شده و نيز در سورهء فتح وارد گشته كه * ( فَأَنْزَلَ اللَّه سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى الْمُؤْمِنِينَ ) * * ( وَجَعَلَ ) * و گردانيد * ( كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * كلمهء آنها كه كافر شدند * ( السُّفْلى ) * فروتر يعنى دعوت كفر كه از ايشان صادر ميشد خار و بيمقدار ساخت * ( وَكَلِمَةُ اللَّه ) * و كلمهء خدا يعنى دعوت اسلام يا توحيد يا كلمهء شهادت * ( هِيَ الْعُلْيا ) * آن بلندتر و رفيع قدرتر است مراد آنست كه حقتعالى رسول را از دست كفار خلاص داد و بمدينهء رسانيد چه اين ابتداء قوت اسلام بود و مذلت اهل شرك و يا آنكه تاييد پيغمبر خود ( ص ) داده بملائكه در مواطن هجرت و به جهت آن اسلام قوى شد و كفر و شرك ضعيف گشت * ( وَاللَّه عَزِيزٌ ) * و خدا غالب است عزيز گرداند اهل توحيد را * ( حَكِيمٌ ) * دانا است خار سازد اهل شرك را مقصود از ايراد قصهء غار در اثنا امر بغزوه تبوك آنست كه بيان اين فرمايد كه اگر شما اى كارهان جهاد يارى نكنيد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را من يارى كنم چنانچه در آن محل كه با او يك كس بود و تمام صناديد قريش به مقصد او برخاسته بودند من يارى او كردم و از ميان دشمنانش بسلامت بيرون آوردم پس مفتاح نصرت بقبضهء قدرت منست و ما النصر الا من عند اللَّه و نعم ما قيل شعر يارى از من جو نه از خيل و سپاه بعد از آن با كدوجه مؤمنان را بجهاد امر ميفرمايد و ميگويد كه * ( انْفِرُوا ) * بيرون رويد بغزوه تبوك * ( خِفافاً ) * در حالتى كه سبكباران باشيد * ( وَثِقالًا ) * و در حالتى كه گران باران باشيد مفسران را در خفاف و ثقال اقوالست حاصلش آنكه مراد يا سوارانند و پيادگان و يا تندرستان و لهذا ابن مكتوم رسول ( ص ) را گفت أ علي ان انفر فرمود نعم تا آنكه آيهء لَيْسَ عَلَى الأَعْمى حَرَجٌ نازل شد و يا جوانان و پيران و يا درويشان و توانگران و يا بى سلاحان و متسلحان و يا غريبان و كدخدايان و يا لاغران و فربهان و يا مفردان و خدمتكاران و يا با نشاط به جهت قصد مثوبة يا بىنشاط به جهت تحمل مشقت سلمى گفت كه سبك