الملا فتح الله الكاشاني
246
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و فتح مكه مرويست از صادقين عليهما السلام كه مواطن حرب حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله هشتاد موطن بوده و در اخبار آمده كه متوكل را مرضى طارى شد نذر كرد كه مال كثير را تصدق كند چون شفا يافت علما را از حد مال كثير پرسيد مختلف الاقوال شدند و هر يك چيزى ميگفتند پس امر كرد كه اين مسئله را از ابى الحسن على بن محمد موسى بن جعفر عليه السلام سؤال كنند و آن حضرت محبوس بود در خانهء متوكل و بعد از عرض اين مسئله فرمود كه هشتاد درهم تصدق كن از علت اين پرسيدند فرمود لقوله تعالى * ( لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّه فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ ) * و مواطن حرب حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله هشتاد بوده * ( وَيَوْمَ حُنَيْنٍ ) * و در موطن روز حنين و آن واده ايست ميان مكه و طايف كه حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله در آن موضع با لشگر هوازن و ثقيف محاربه فرمود و آن چنان بود كه بعد از فتح مكه در آخر ماه رمضان يا در سال هشتم از هجرت اين دو قبيله متفق شده قصد مسلمانان كردند و خبر به حضرت رسالت رسيده با دوازده هزار يا شانزده هزار مرد متوجه ايشان شد و دو هزار از جملهء طلقا بودند و مشركان چهار هزار مرد بودند ابو بكر چون قلت لشگر كفار و كثرت لشگر اسلام را بديد گفت لن نغلب اليوم من قلة ما امروز از قلة لشگر مخالف و كثرت سپاه خود مغلوب نخواهيم شد و اين سخن به حضرت رسيده نپسنديد و بسبب اين عجب و چشم زخم او در اول حال شكست بر لشگر اسلام آمد پس حقتعالى اين قضيه را به ياد مؤمنان مىدهد كه شما را يارى داد روز حنين * ( إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ ) * چون بشگفت آورد شما را * ( كَثْرَتُكُمْ ) * بسيارى لشگر شما را * ( فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ ) * پس رفع نكرد از شما آن كثرت شما * ( شَيْئاً ) * چيزى را از صولت دشمن * ( وَضاقَتْ ) * و تنگ شد * ( عَلَيْكُمُ الأَرْضُ ) * بر شما زمين آن وادى * ( بِما رَحُبَتْ ) * با فراخى و گشادگى كه داشت يعنى در آن زمين فراخ مسيرى و مرجعى نداشتيد كه به آن ملتجى شده نفوس شما از شدت رعب مطمئن شود * ( ثُمَّ وَلَّيْتُمْ ) * پس پشت بر دشمن كرديد و برگشتيد از حرب * ( مُدْبِرِينَ ) * در حالتى كه هزيمت كنندگان بوديد ادبار ذهابيست بر خلاف اقبال آوردهاند كه در اول حال كه هر دو لشگر بهم آميختند مسلمانان بر مشركان غلبه كردند و ايشان را هزيمت نموده پراكنده ساختند و همه بغنيمت گرفتن مشغول شدند مشركان را عرق حميت جاهليت به حركت آمد يكديگر را آواز دادند كه يا حماة السوء كجا ميگريزيد زنان و فرزندان خود را در دست ايشان رها كردهايد پس متفق شده باز گشتند و يك بار خود را بر مسلمانان زدند و مسلمانان به جهت مشغولى به غنيمت از اين غافل بودند پس مضطرب شده شكست عظيم بر ايشان افتاد و همه منهزم شدند و از قتاده منقولست كه سبب هزيمت از طلقا بود القصه لشگر