الملا فتح الله الكاشاني
240
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
در خانهء خود طهارت كند و بعد از آن زيارت من كند در خانه من پس سزاوار است بر كسى كه زيارت او كرده باشند كه بزاير خود اكرام كند و در كشاف آورده كه از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه من اسرج فى مسجد سراجا انزل الملائكة و حملة العرش تستغفر له ما دام فى ذلك المسجد ضوؤه و من الف المسجد الفه اللَّه و اذا رايتم الرجل يعتاد المساجد فاشهدوا له بالايمان يعنى هر كه چراغى در مسجد روشن كند ما دام كه در آن مسجد روشنى او باشد ملائكه و حاملان عرش براى او استغفار كنند و هر كه الفت بگيرد به مسجد حقتعالى با او الفت گيرد و چون به بينيد كه مردى عادت بمساجد كرده پس گواهى دهيد او را با ايمان كامل و نيز از آن حضرت نقل كرده كه ياتى فى آخر الزمان ناس من امتى ياتون فى المساجد فيقعدون فيها حلقا ذكرهم الدنيا و حب الدنيا لا تجالسوهم فليس بهم للَّه حاجة يعنى در آخر الزمان مردمانى باشند از امت من كه بمساجد روند و حلقه حلقه گرد يكديگر نشينند و متذكر بامور دنيا شوند و محبت دنيا را اظهار كنند و شما با ايشان ننشينيد كه حقتعالى را هيچ حاجتى بايشان نيست از ايشان بينياز است و نيز فرمود كه الحديث فى المسجد ياكل الحسنات كما ياكل البهيمة الحشيش يعنى ذكر دنيا در مسجد مىخورد حسنات را هم چنان كه چاروا گياه را مىخورد و ابو سعيد خدرى از آن حضرت روايت كرده كه فرمود چون بينى مردى را كه آمد و شد مىكند به مسجد و نماز بپاى ميدارد گواهى ده بايمان او از براى آنكه حقتعالى ميفرمايد كه * ( إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّه مَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * از نعمان بشير مرويست كه يكى از اصحاب گفت مرا در عمل همين كافى است كه حاجيان را آب مىدهم ديگرى گفت من باك ندارم از آنكه هيچ عملى نكنم پس از آنكه عمارت خانهء خدا ميكنم مردى ديگر گفت جهاد در راه خدا از همه فاضل تر است عمر گفت خاموش باشيد تا رسول صلَّى اللَّه عليه و آله از منزل خود بيرون آيد چون آن حضرت تشريف شرف ارزانى فرمود بحكومت پيش آن حضرت رفتند حق تعالى اين آيه را فرستاد كه * ( إِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَ اللَّه مَنْ آمَنَ بِاللَّه وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَأَقامَ الصَّلاةَ وَآتَى الزَّكاةَ وَلَمْ يَخْشَ إِلَّا اللَّه ) * * ( فَعَسى أُولئِكَ ) * پس شايد كه آن عمارتكنندگان كه جامع كمالات علميه و عمليهاند * ( أَنْ يَكُونُوا ) * آنكه باشند * ( مِنَ الْمُهْتَدِينَ ) * از راه يافتگان بطريق نجات ايراد كلمهء عسى كه صيغه توقعست جهت قطع طمع مشركانست يعنى هر گاه كه اهتداى اين گروه كه مستجمع كمالات علميه و عمليهاند داير است ميان لعل و عسى پس حال آنها كه من كل الوجوه ناقصاند پيدا است كه چگونه خواهد بود شعر جايى كه شير مردان در عرصهء عتاباند روباه سيرتان را آنجا چه تاب دارند و ديگر منع مؤمنانست از اغترار باعمال خود و بر آن اعتماد نمودن چه هر كه به عمل مغرور است از فيض ازلى مهجور است بيت مباش غره بعلم و عمل كه شد ابليس بدين سبب ز در بارگاه عزت دور واحدى كه يكى از علماى اهل سنت