الملا فتح الله الكاشاني

220

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى ) * آنكه بوده باشد مر او را اسيران كه از ايشان فدا گيرد * ( حَتَّى يُثْخِنَ ) * تا آنكه بسيار بكشد ايشان را * ( فِي الأَرْضِ ) * چه اين صورت سبب قلت و ذلت كفار امت و موجب عزت اسلام و ظهور شوكت ابرار و اثخان ماخوذ است از اثخنه المرض اذا اثقله و اصل آن نخاله است * ( تُرِيدُونَ ) * ميخواهيد شما * ( عَرَضَ الدُّنْيا ) * خواستهء دنيا را كه عرضى سريع الزوال است مراد اخذ فديه است * ( وَاللَّه يُرِيدُ الآخِرَةَ ) * و خداى ميخواهد براى شما ثواب آخرة را كه بهشت و نعمت لايزالست و يا سبب نيل آخرت را كه اعزاز دين است و قمع اعدا * ( وَاللَّه عَزِيزٌ ) * و خداى غالب است دوستان را بر دشمنان غلبه دهد * ( حَكِيمٌ ) * دانا است در آنچه با بندگان كند و آنچه لايق به حال هر يك از ايشان باشد از اثخان و منع از فدا در وقت غلبهء مؤمنان * ( لَوْ لا كِتابٌ مِنَ اللَّه ) * و اگر نه فرمان و حكم ميبود از خداى * ( سَبَقَ ) * كه پيشى گرفته است اثبات آن در لوح محفوظ كه بدون نهى صريح عقوبت نفرمايد يا بنادانى مؤاخذه نفرمايد يا اصحاب بدر را عذاب نفرمايد يا غنايم بر شما حلال سازد * ( لَمَسَّكُمْ ) * هر آينه ميرسيد بشما * ( فِيما أَخَذْتُمْ ) * در آنچه فرا گرفتيد از فدا * ( عَذابٌ عَظِيمٌ ) * عذابى بزرگ در روايت آمده كه حضرت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله فرمود كه اگر عذاب فرود آمدى كه غير عمر و سعد معاذ از آن نجات نيافتندى زيرا كه اين هر دو بقتل كفار راضى بودند نه باخذ فدا در كنز آورده كه بعد از تخيير پيغمبر ( ص ) در اخذ فدا و قتل اصحاب طمع در فديه كرده از سر قتل ايشان در گذشتند و اكثر فدا به چهار هزار درهم بود و كمتر آن هزار درهم و گويند فداى هر يك بيست اوقيه بود ابن سيرين گفته هر يك صد اوقيه گرفتند و اوقيه صد درهم است و از صادق صلوات اللَّه عليه و آله مرويست كه فدا چهل اوقيه بود و اوقيهء چهل مثقال مگر عباس كه اوقيه او صد مثقال بود و مرويست كه در حين اسر عباس بيست اوقيه طلا از او گرفتند و رسول ( ص ) فرمود كه اين غنيمت است پس براى فداء نفس خود و دو برادر زادهء او عقيل بن ابى طالب و نوفل بن حارث و حليف او عتبة بن جحدر تكليف فرمود عباس گفت اى محمد ( ص ) روا ميدارى كه عم تو درويش گردد و از در خويش و بيگانه دست بيرون كند و گدايى كند من اين همه مال از كجا آرم حضرت رسالت پناه ( ص ) فرمود كه كجاست آن بدره هاى زر كه در وقت خروج از مكه بزن خود ام الفضل دادى و با وى گفتى كه نميدانم در اين سفر مرا چه پيش آيد اگر حادثهء به من رسد اين بدره ها ترا باشد و عبد اللَّه و عبيد اللَّه و قثم را عباس گفت كه من اين سخن را نهفته بام الفضل