الملا فتح الله الكاشاني
196
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بلكه موجب محو و زوال آنست پس سبب غضب الهى نشود بلكه وسيلهء عفو و غفران گردد كه فاستغفرونى اغفر لكم و لهذا تا حضرت رسالت پناه ( ص ) و مؤمنان مستغفر در ميان كفار مكه بودند عذاب بايشان نرسيد و چون آن حضرت مهاجرت نمود با اصحاب حقتعالى به جهت آنكه بقيهء از اهل اسلام آنجا مانده بودند كه استطاعت خروج نداشتند و نيز كفار را عذاب نفرمود و چون ايشان نيز بيرون آمدند كفار را در روز فتح مكه بقتل و اسر معذب ساخت و از محمد بن قيس روايت است كه قريش گفتند كه حقتعالى چگونه محمد ( ص ) را از ميان ما برسالت برگزيند اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ و چون شب شد ترسيدند و از آن گفتار پشيمان شده گفتند ( غفرانك ربنا اللهم و ربنا اغفر لنا ) حق تعالى رفع عذاب فرمود از ايشان و تعذيب ايشان را در آخرت مقرر فرمود و در تفسير على بن ابراهيم مذكور است كه چون پيغمبر ( ص ) قريش را گفت اگر اجابت كنيد و تصديق من نمائيد حقتعالى ملوك عرب و عجم را ذليل شما گرداند و شما را بر ايشان مستولى سازد ابو جهل گفت اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ الاية و بعد از آن از اين خايف شد و گفت غفرانك اللهم پس حقتعالى اين آيه فرستاد كه * ( وَما كانَ اللَّه لِيُعَذِّبَهُمْ ) * الاية و چون حقتعالى دانست كه قصد قتل پيغمبر او كردند و اخراج او نمودند از مكه اين آيه نازل شد كه * ( وَما لَهُمْ ) * و چيست مر ايشان را و چه منع مىنمايد از ايشان * ( أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّه ) * آنكه عذاب نكند خدا ايشان را * ( وَهُمْ يَصُدُّونَ ) * و حال آنكه ايشان باز ميدارند رسول ( ص ) و مؤمنان را * ( عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ ) * از دخول مسجد الحرام و ايشان را از مكه بيرون ميكنند و احصار ايشان مىكنند در عام الحديبية * ( وَما كانُوا ) * و نيستند ايشان * ( أَوْلِياءَه ) * متوليان مسجد الحرام با صفت شرك اين رد قول كفار است كه ميگفتند نحن ولاة الحرم ما صاحب اختيار حرميم هر كه را خواهيم منع دخول او كنيم از آن و هر كه را خواهيم ايشان را اذن دهيم بدخول در آن حقتعالى فرمود كه با وجود شرك ولايت حرم را نشايد * ( إِنْ أَوْلِياؤُه ) * نيستند سزاوار توليت مسجد الحرام * ( إِلَّا الْمُتَّقُونَ ) * مگر پرهيزكاران از شرك * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ ) * و ليكن پيشتر ايشان * ( لا يَعْلَمُونَ ) * نميدانند كه ولايت حق ايشان نيست قيد اكثر تنبيه است بر آنكه در ميان ايشان ميدانستند اما عناد مىكردند و يا مراد به اكثر كل است هم چنان كه قلت را در موضع عدم استعمال ميكنند و در مجمع گفته كه در توفيق ( بين الايتين ) يعنى آيهء اولى كه متضمن نفى تعذيب است و ثانيه كه متضمن اثبات آنست چند وجه گفتهاند اول