الملا فتح الله الكاشاني
194
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مكر به او بر سبيل مزاوجه باشد بدون حذف مضاف كه جزا است مانند جَزاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِثْلُها يا چون رد مكر بر ايشان بر صورت مكر بود كه عبارت است از خلفاى مكر بر ممكور از اين جهت آن را مكر خواند * ( وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ ) * و خدا بهترين جزا دهندگانست ماكرانرا و يا بهترين رسانندگان عذاب و عقوبت بكافران بر وجه اخفا كه اثر آن ابلغ است بعد از آن از شدت عناد و انكار كفار اخبار ميفرمايد كه * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ ) * و چون خوانده شود بر ايشان * ( آياتُنا ) * آيتهاى كتاب ما را * ( قالُوا ) * گويند * ( قَدْ سَمِعْنا ) * بدرستى كه ما شنيدهايم اين كلام را يعنى مثل اين را از مردمان روزگار و اين به جهت آن گفته كه نضر بن حارث بتجارت ببلاد فارس آمده بود و قصهء رستم و اسفنديار و غير آن از ملوك عجم بخريد و معرب ساخت و به مكه آورد و گفت افسانهء شيرين آوردهام كه شيرينتر از افسانهائيست كه محمد ( ص ) بر ما ميخواند حق تعالى از عناد او و اتباع او خبر داد كه چون آيات قرآنى ميشنوند ميگويند كه مانند آن را شنيدهايم * ( لَوْ نَشاءُ ) * اگر خواهيم * ( لَقُلْنا ) * هر آينه گوئيم * ( مِثْلَ هذا ) * مانند اين * ( إِنْ هذا ) * نيست اين * ( إِلَّا أَساطِيرُ الأَوَّلِينَ ) * مگر قصه ها و نوشتهاى پيشينيان و من نيز مثل اين قصهء دارم اگر چه قايل اين قول نضر بود اما چون كه او رئيس قوم بود و همه تابع او بودند در اين امر از اين جهت إسناد آن به جميع ايشان كرد و اين غايت مكابره و فرط عناد ايشان بود زيرا كه اگر استطاعت ميداشتند بر اينكه مثل اين باقرين به اين بياورند هر آينه به آن اتيان مينمودند و حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه مدت ده سال قرآن بر ايشان ميخواند و به آن تحدى مينمود و ايشان را ميگفت كه فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه با او در مقام معارضه مىآمدند و مثل او را بر او مىخواندند و اگر عجز دامنگير ايشان نميشد با وجود انف موافقه و فرط استنكاف ايشان با معدودى چند كه نزد ايشان حقير مينمودند مسايفه و مقاتله نميكردند و تعب خروج از مكه و مشقت محاربه بر خود نمىنهادند و بمعارضهء آن ننگ عار مشقت را از خود دفع ميكردند و مرويست كه چون عثمان بن مظعون اين سخن را از نضر شنيد وى را گفت اتق اللَّه از خدا بترس و اين نوع سخنان مگو كه محمد صلَّى اللَّه عليه و آله بر حق است و آنچه ميگويد صدق است گفت من نيز حق ميگويم گفت محمد ( ص ) ميگويد كه لا إله الا اللَّه و ليكن جواب داد من نيز ميگويم لا إله الا اللَّه و ليكن به آن ضم ميكنم كه ( هؤلاء بنات اللَّه ) و چون پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله استماع اين قول كرد فرمود اى نضر واى بر تو اين كلام إله است منزل مِنْ عِنْدِ اللَّه نضر در مقابل سخن حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله دعائى كرد مشحون بر آنكه بار خدايا اگر سخن محمد ( ص ) حق است سنگى بر سر من افكن و مرا هلاك كن كما قال اللَّه تعالى * ( وَإِذْ قالُوا اللَّهُمَّ ) * و ياد كن آن را كه گفت نضر و متابعان او كه با او متفق بودند