الملا فتح الله الكاشاني

19

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ ) * از جايى كه شما ايشان را نميبينيد يعنى اجسام ايشان از غايت رقت و لطافت در نظر شما در نميآيد و ايشان اجسام شما را بواسطهء غلظت و كثافت ميبينند پس حذر از چنين دشمن لازم تر است مالك دينار گفته كه دشمنى كه ترا بيند و تو وى را نبينى دشمنى عظيم است و محنت و بلية او بغايت سخت بدانكه اينجملهء اسميهء مصدره به ان تعليل نهى است و تأكيد تحذير از فتنه شيطان و جنود او و رؤية ايشان ما را از جايى كه ايشان را نميبينيم كليه نيست بلكه فى الجمله است پس مقتضى امتناع تمثيل ايشان نيست بر ايما يحيى معاذ گفته كه شيطان قديم و ديرينه است و تو حادث و نو و شيطان مختالست و تو سليم شيطان تو او را نه بينى و او ترا بيند شيطان بر تو بار است و تو بر شيطان بار نيستى دل تو مسكن او است و عروق تو راه گذر او پس با وى مقاومت نتوانى كرد مگر به يارى خدا ذو النون مصرى گفته اگر او تو را بينداز آنجا كه تو او را نه بينى خداى تو او را بيند و او خداى را نبيند و بخداى استغفار كن كه كيد او ضعيف است كه إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً از مجاهد روايتست كه شيطان جنود او تفاخر ميكنند به چند چيز از جمله يكى آنست كه ايشان آدميان را ميبينند و ايشان آدميان را نميبينند دوم آنكه از زير زمين بيرون آيند و به تحت زمين فرو روند سيم بر هوا روند و پائين آيند ( چهارم ) پيران ايشان جوان شوند پس از آنكه بنهايت شيخوخيت رسيده باشند بعد از آن در بيان تخليه شيطان با اهل عناد و طغيان ميفرمايد كه * ( إِنَّا جَعَلْنَا الشَّياطِينَ ) * بدرستى كه گردانيده‌ايم ديوان را * ( أَوْلِياءَ ) * دوستان * ( لِلَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ ) * مر آن كسانى را كه ايمان نميآرند يعنى حكم كرده‌ايم كه شياطين دوستان ناگرويدگانند به جهت جنسيت و تناسب كه آن تناصر است بر اباطيل يا ما تخليه كرديم ميان ايشان و ديوان و بر وجه اجبار منع ايشان نكرديم تا مطيع و فرمانبردار شيطان گشتند و دوستان يكديگر شدند بخلاف مؤمنان مخلص كه ايشان به جهت تدبر در حجج هاديه مستعد الطاف الهى شده از اضلال و اغواى شياطين محفوظ مانده‌اند قبل از اين گذشت كه عرب عريانا طواف كردندى و عورة خود را نپوشيدندى و گفتندى كه ما طواف خانه چنان كنيم كه خدا ما را فرموده و در جامهء كه در آن گناه كرده‌ايم طواف نميكنيم و زنان چيزى از دوال بافته به مقدار آنكه عورت ايشان پوشيده شدى در ميان بستندى در خبر است كه از بنى عامر زنى طواف ميكرد و ميگفت ( اليوم يبدو بعضه او كله و ما بدامنه فلا احله ) چون زمان اسلام در رسيده مسلمانان ايشان را ملامت كردند ايشان گفتند كه * ( وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا ) * ما پدران را بر اين يافته‌ايم و ما متابعت ايشان ميكنيم حقتعالى آيه فرستاد كه * ( وَإِذا فَعَلُوا ) * و چون بكنند كفار و مرتكب شوند * ( فاحِشَةً ) * فعله متناهيه در قبح چون كشف