الملا فتح الله الكاشاني

177

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و براى آنكه ثابت گرداند * ( بِه ) * بدان باران * ( الأَقْدامَ ) * قدمهاى شما را چه باران چون به زمين ريك آميز باريد آن را استحكام داد و قدمهاى مؤمنان مستحكم شده و در زمين سفح كه منزل كفار بود لاى عظيم پيدا آمد و گفته‌اند مراد ثبات قدم است در معركه حرب پس سيراب شدند و ظروف را پر آب كردند و وضو ساختند و غسل كردند و مرفع الحال شده وسوسه شيطان زايل گشت * ( إِذْ يُوحِي رَبُّكَ ) * بدل ثالث است يا متعلق است به تثبيت و يا معمول اذكر يعنى ياد كن اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله چون وحى كرد پروردگار تو * ( إِلَى الْمَلائِكَةِ ) * بسوى فرشتگان كه بامداد آمده بودند براى اعانت اهل ايمان * ( أَنِّي مَعَكُمْ ) * مفعول يوحى است يعنى مضمون وحى اين بود كه من با شما ام در امداد و اعانت و ناصر و نگاه دار شماام از شر دشمن * ( فَثَبِّتُوا الَّذِينَ آمَنُوا ) * پس استوار و ثابت قدم گردانيد آنان را كه گرويده‌اند و تشجيع ايشان كنيد بتكثير سود ايشان و يا بمحاربه با اعداى ايشان و مؤيد اينست قول اول اينكه در مدارك آورده كه فرشتگان بر صورت آدميان در پيش صف لشگر مؤمنان ميرفتند و ميگفتند بشارت باد كه شما غالب شديد و خدا با شما است مردانه باشيد كه دشمنان شما اندكاند و نصرت مر شما را است و بنا بر آنكه تثبيت بمحاربهء ملائكه باشد قوله * ( سَأُلْقِي ) * بمنزله تفسير إني معكم فثبتوا است يعنى من با شماام پس بمحاربه تثبيت قدم مؤمنان كنيد كه زود باشد كه در افكنيم * ( فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * در دلهاى آنان كه كافر شدند و حق را پوشيدند * ( الرُّعْبَ ) * ترس و بيم را در حديث آمده كه نصرت بالرعب مسيرة شهر مرا بترسيدن اعدا نصرت داده‌اند كه هيبت و ترس من يك ماهه راه برود * ( فَاضْرِبُوا ) * پس بزنيد اى ملائكه كافران را * ( فَوْقَ الأَعْناقِ ) * بر زبر گردنهاى ايشان يعنى بر مذابح يا برؤس ايشان از حضرت رسالت پناه صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه فرمود مرا بضرب اعناق و اسر فرموده‌اند نه بحرق و تمثيل و امثال آن از اسباب هلاكت واحدى از ابن الانبازى نقل مىكند كه چون ملائكه بقتال مامور شدند نمىدانستند كه در ضرب قصد كدام عضو ميبايد كرد حقتعالى فرمود كه بزنيد بر سرهاى ايشان * ( وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ ) * و بزنيد از ايشان يعنى قطع كنيد و ببريد * ( كُلَّ بَنانٍ ) * همهء انگشتان را و گفته‌اند تمام دست و پايست و يمانى گفته كه مراد بفوق الاعناق صناديد و رؤساى قريشاند و كل بنان سفله وزير دستان ايشان در آيه دليل واضح است بر آنكه ملائكه روز بدر كارزار كردند با كفار قريش و ايشان را كشتند و كسى كه مانع اين است تاويل آيه مىكند به آنكه خطاب با مؤمنان است بر تغيير خطاب و يا بر آنكه سالقى تا بقوله كل