الملا فتح الله الكاشاني
171
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
معاصى او كنند كه آن ترك اوامر و ارتكاب نواهى است دل ايشان خايف شود و نفس ايشان مضطرب گردد * ( وَعَلى رَبِّهِمْ ) * و بر پروردگار خود * ( يَتَوَكَّلُونَ ) * توكل كنند و تفويض امر خود كنند به او و خوف و رجاى ايشان نباشد مگر به او و اعتماد بر مخلوق نكنند و قطع علامة اميدوارى و خوف از ايشان كنند چه همه مقهور و مغلوب او سبحانهاند و سطوات كبريايى همه را در نظر عجز و افتقار كشيده * ( الَّذِينَ ) * اين مؤمنان كامل الايمان آنانند كه از روى اخلاص * ( يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ) * بپاى ميدارند نماز را بشرايط و اركان و اداب آن * ( وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ ) * و از آنچه روزى دادهايم ايشان را * ( يُنْفِقُونَ ) * نفقه ميكنند اختصاص صلوات و زكات بذكر جهت عظمة شان آن است چه اين هر دو از اعظم عبادات بدنيه و ماليه است * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه آمال قلب را كه وجل و رجا و توكل و يقين است باعمال جوارح كه صلوات و زكات است جمع كردهاند * ( هُمُ الْمُؤْمِنُونَ ) * ايشانند گرويده گان * ( حَقًّا ) * گرويدنى درست و راست از مشوب ريب اين صفت مصدر محذوف است يا مصدر مؤكداى احق ذلك حقا ابن عباس فرموده كه من لم يكن منافقا فهو مؤمن حقا * ( لَهُمْ ) * مر اين مؤمنان راست * ( دَرَجاتٌ ) * درجهاى بلند و مرتبه هاى ارجمند * ( عِنْدَ رَبِّهِمْ ) * نزد پروردگار ايشان كه مزيد كرامت و علو مرتبه است يا درجات بهشت و در خبر است كه آن درجات هفتاد درجه باشد هر درجه تا درجه چندان كه اسى نيك رو هفتاد سال طى آن كند * ( وَمَغْفِرَةٌ ) * و مر آنها راست آمرزش مر تقصيرات ايشان را * ( وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ) * و روزى بزرگوارى يعنى نعم جنت كه صافى باشد از كد اكتساب و خالى از خوف حساب و غير منقطع العدد و منتهى الامد و بدانكه آيه دلالت نميكند بر آنكه هر كه نه چنين باشد مؤمن نباشد زيرا كه حقتعالى در آيه ذكر افاضل اهل ايمان كرده است و مؤمنان در طاعت متفاضلاند اگر چه در ايمان متساويند و باجماع و جل قلب و خوف و توكل در ايمان شرط نيست و دال بر اينست قوله تعالى الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ چه عطف مقتضى مغايرتست و نيز نماز و زكات جزو ايمان نيست زيرا كه اعمال صالحه قسيم آنست در كريمهء إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ مرويست كه مردى حسن بصرى را گفت كه تو مؤمنى گفت ايمان دو است اگر مراد تو ايمانست به خدا و فرشتگان و بكتابها و رسولان و قيامت و بهشت و دوزخ و بعث و نشور و حساب و ثواب و عقاب من مؤمنم و اگر مقصود تو مضمون اين آيه است كه إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الى آخر نميدانم كه من داخل ايشانم يا نه از ثورى نقل است كه هر كه دعوى كند كه انا مؤمن و گواهى ندهد كه از اهل جنت است پس به نصف آيه ايمان آورده و