الملا فتح الله الكاشاني
160
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بحفظ الهى و حمايت او و از قصد و مكر شما نمىانديشم اگر هر دو جهانم خصم گردند نترسم چون نگهبانم تو باشى * ( إِنَّ وَلِيِّيَ اللَّه ) * بدرستى كه يار من و متولى كار من اللَّه است * ( الَّذِي ) * آن خدايى كه * ( نَزَّلَ الْكِتابَ ) * فرو فرستاد قرآن را كه حامى بندگان حقست * ( وَهُوَ ) * و خداى تعالى * ( يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ ) * دوستدار و كار ساز بندگان شايسته است و حافظ ايشان از ضرر دشمنان بنمودن حجج غالبه يا دفع كردن ايشان بمعونة فرشتگان و عادت اللَّه جاريست كه متولى بندگان صالح خود باشد چه جاى پيغمبران خود پس چگونه مرا فرو گذارد و از دشمنان نگه ندارد * ( وَالَّذِينَ تَدْعُونَ ) * و آنان را كه شما ميخوانيد و ميپرستيد * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از خداى به حق * ( لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَكُمْ ) * نميتوانند يارى دادن شما را * ( وَلا أَنْفُسَهُمْ ) * و نه نفسهاى خود را * ( يَنْصُرُونَ ) * يارى كنند بوقت قصد كسر و حظم ايشان اين از تمامى تعليل است براى عدم مبالات آن حضرت از ايشان اين تكرير نيست زيرا كه اول بر وجه تقريع و توبيخ است و اين جا جهت فرق ميان صفت آن كس كه عبادت او جايز باشد و صفت آنكه عبادت او جايز نبود * ( وَإِنْ تَدْعُوهُمْ ) * و اگر بخوانيد اى مؤمنان كافران را * ( إِلَى الْهُدى ) * بدين راست كه اسلام است * ( لا يَسْمَعُوا ) * نشنوند بسمع قبول يا خطاب باهل شرك يعنى اى مشركان اگر بتان را به راه راست و طريق هدايت دعوت كنيد نشنوند زيرا كه جمادند و حواس ظاهره و باطنه از ايشان مسلوبست * ( وَتَراهُمْ ) * و مىبينى اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله ايشان را كه بديدهاى ظاهر * ( يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ ) * مينگرند بسوى تو * ( وَهُمْ ) * و حال آنكه ايشان * ( لا يُبْصِرُونَ ) * نميبينند تو را بديدهء بصيرت و بحقيت تو بينا نيستند چه به صورت تو را مىبينند نه بمعنى و يا اى محمد صلَّى اللَّه عليه و آله تو چنان تصور ميكنى كه ايشان در تو مىنگرند يعنى ايشان را چنان ساختهاند كه گوييا هر كه تقليب حدقه مىكند بجانب ايشان در بادى الراى مىپندارد كه ايشان مىنگرند در او و حال آنكه نمىبينند در خبر است كه سلطان محمد غازى از شيخ ابو الحسن خرقانى پرسيد كه سر اين سخن چيست كه سلطان العارفين فرموده كه هر كه بايزيد را ديد آتش دوزخ بر او حرام شد و حضرت رسالت را صلَّى اللَّه عليه و آله كفار و يهود و منافق ميديدند جواب دادند كه اين رؤية را حمل بر رؤية ظاهر مكن چه معلوم است كه حضرت پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله را در زمان او چند كس ديده باشند و در وقت بايزيد چند كس به حال او بينا شده باشند و چون حق سبحانه پيغمبر خود را امر فرمود بدعوت و تبليغ رسالت در عقب آن تعليم او فرمود بمحاسن افعال و مكارم اخلاق و خصال و ترك تشديد و تغليظ و تغير در