الملا فتح الله الكاشاني
156
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بشكافند و بيرون آورند حوا بترسيد و صورت اين ماجرا را بآدم عليه السّلام در ميان آورد آدم نيز انديشه ناك شد ابليس گفت غم مخوريد كه من اسم اعظم ميدانم و مستجاب الدعوتم از خدا در خواهم كه اين حمل را مثل شما به صورت بشرى راست خلقت گرداند و خروج او به آسانى باشد به شرط آنكه او را عبد الحارث نام كنيد و نام ابليس در ميان ملائكه حارث بود حوا فريب خورد * ( فَلَمَّا آتاهُما ) * پس آن هنگام كه عطا كرد خداى بايشان * ( صالِحاً ) * فرزندى صالح البدن و مستوى الجسد * ( جَعَلا لَه ) * گردانيدند براى خداى * ( شُرَكاءَ ) * خداوند شركتى * ( فِيما آتاهُما ) * در آنچه كه داد ايشان را يعنى آن فرزند را كه خداى بايشان داده بود شريكى ساختند به خدا در اسم نه در عبادت به اين معنى كه او را عبد الحارث نام كردند و اينقول مذكور از اقوال ضعفاى عامهء مخالفين است و از مفتريات ايشان بر آدم و حوا و جميع اماميه و اكثر اهل خلاف منكر اينقولاند و از جمله بيضاوى و زمخشرى كه از رؤس اهل خلافند در انوار و كشاف آوردهاند كه اين قول و امثال اين لايق انبيا نيست و قول صحيح و مذهب حق آنست كه در عبارت مضاف مقدر است و تقدير اينكه ( جعل أولادهما له شركاء فيما اتى اولادهما ) پس معنى صحيح آنست كه حقتعالى ولد صالح را بآدم و حوا ارزانى فرمود اولادان ولد از براى خداى شركان پيدا كردند يعنى فرزندان خود را ( عبد الشمس و عبد العزى ) و امثال آن نام كردند پس حذف مضاف شده و اقامهء مضاف اليه در مقام آن و اينكه حفص و نافع شركاء بصيغهء جمع خواندهاند مصرح است بدين معنى و نيز دالست بر اين معنى قوله * ( فَتَعالَى اللَّه ) * پس بزرگ است خداى و پاك * ( عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * از آنچه به او انباز ميگيرند چه يشركون صيغه جمع است و صاحب كشاف و انوار بر آن رفتهاند كه نفس واحده قصى است از اجداد حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله كه خداى او را زوجهء از جنس او يعنى عربى و قرشى كرامت فرمود و زن و شوهر شرط كردند كه اگر خداى تعالى ايشان را فرزندى شايسته دهد بشكر گذارى و سپاس دارى آن قيام نمايند حقتعالى ايشان را چهار فرزند داد در تسميهء ايشان شريك پيدا كردند مر خداى را عبد المناف و عبد العزى و عبد قصى و عبد دار نام نهادند و صاحب كشاف بعد از نقل اينقول گفته كه ( هذا تفسير حسن لاشكال فيه ) و در مجمع آورده كه علما را چند وجه است در مرجع ضمير جعل يكى آنكه راجع است به نسل صالح كه بمعنى ( سليم البدنست و سوى القامة ) و تثنيه ضمير به جهت آنست كه حوا از هر بطنى پسرى و دخترى مىآورد پس معنى آنست كه ( هذا النسل الذى هما ذكر و انثى ) يعنى آن هر دو فرزند گردانيدند براى خدا شريكان در آنچه بايشان عطا