الملا فتح الله الكاشاني
15
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كرده بودم * ( عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ ) * از خوردن اين درخت * ( وَأَقُلْ لَكُما ) * و نگفته بودم شما را و تحذير كرده كه * ( إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما ) * بدرستى كه شيطان هست مر شما را * ( عَدُوٌّ مُبِينٌ ) * دشمنى آشكارا و عداوت او در وقت ابا از سجده آدم عليه السلم بر ملائكه ظاهر شده بود اين ندا متضمن عتابست بر مخالفت نهى كه آن ترك ندبست و توبيخ بر اغترار بقول عدوا آوردهاند كه در وقت گريختن ايشان حقتعالى فرمود فرارا منى آدم اى آدم ميگريزى از من آدم گفت بل حياء منك بلكه گريختن من به جهت حيا و شرمندگيست از حضرت تو پس بگناه خود كه ترك ند بست اعتراف نمود از روى نياز * ( قالا ) * گفتند با حق سبحانه كه * ( رَبَّنا ) * اى پروردگار ما * ( ظَلَمْنا أَنْفُسَنا ) * ستم كرديم بر نفسهاى خود به نقص ثوابى كه مترتب ميشد بر فعل ندب * ( وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا ) * و اگر تو نيامرزى براى ما ذلت ما را كه آن ترك ندب است * ( وَتَرْحَمْنا ) * و نبخشايى ما را * ( لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِينَ ) * هر آينه باشيم از زيان كاران اگر چه ترك ندب كرده بود خود را ظالم و خاسر خواند زيرا كه عادت اوليا آنست كه ذلت حقير را بزرگ شمرند و حسنهء عظيم را صغير دانند و نميتوانند بود كه مراد صدور معصيت باشد زيرا كه باجماع اماميه انبيا معصوماند از جميع صغاير و كباير و تحقيق اين در سورة البقره مذكور شده از محمد بن قيس روايت است كه ابليس مار را وسوسه كرد و مار حوا را و حوا آدم را و حقتعالى آدم را فرمود كه چرا آن شجرهء منهيه را خوردى گفت حوا مرا بر آن دلالت كرد بحوا فرمود چرا خوردى و آدم را بر آن دلالت كردى گفت مار ما را بر آن ترغيب نمود مار را فرمود كه چرا اين اغوا كردى گفت بامر شيطان از من صادر شد حقتعالى به همه خطاب كرده * ( قالَ ) * فرمود كه * ( اهْبِطُوا ) * فرو رويد به زمين * ( بَعْضُكُمْ ) * در حالتى كه بعضى از شما * ( لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ) * مر بعضى را دشمناند و از اينجا است كه آدمى و شيطان و مار و طاوس دشمن يكديگرند و گويند كه خطاب بآدم و حوا و ذريهء ايشانست كه در اصلاب ايشان بودند و بنا بر اول تكرير امر بشيطان جهت آنست كه معلوم شود كه بنى آدم و شيطان قرين يكديگر باشند در دنيا و معادات بينهما باشد تا بنشأه آخرت در خبر است كه چون حوا از آن درخت ميوه بگرفت خون آلود شد وى را گفتند كه چون درخت را خون آلود كردى در هر ماهى يك بار تو را خون آلود گردانيم و مار را گفتند كه پايهايت را قطع كرديم تا هميشه بر شكم روى و هر كه بر تو دست يابد سرت بكوبد و ابليس را گفتند كه از اينجا ملعون و مطرود بيرون رو و آدم را خطاب رسيد كه به زمين رو پس از آنكه در بهشت روزى من ميخوردى در زمين به عرق جبين و كد يمين روزى بخور و اين نه