الملا فتح الله الكاشاني
146
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
جحود و عناد او پس از آنكه او لطف و تمكين به او كرده باشد * ( فَأُولئِكَ ) * پس آن گروه گمراهان * ( هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ايشانند زيانكاران در هر دو سرا و چون ضلال نزد امتحان و تكليف او سبحانه بود از اين جهت اسناد آن به خود كرد چنان كه زيادتى كفر و ايمان با سوره اضافه كرد و فرمود كه فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ چه زيادتى رجس ايشان نزد نزول سوره بود و يا آنكه معنى آنست كه هر كه را در آخرت راه بهشت به او نمايد مهتدى شود و هر كه را بطريق دوزخ كشد در وادى ضلالت معذب شود و يا هر كه را كه حقتعالى بهدايت او حكم كند مهتدى شود و هر كه را كه بضلالت حكم فرمايد خاسر شود و تا محكوم به بر آن صفت نباشد حاكم به آن حكم نكند چه حكم حاكم تابع حال محكوم باشد و بدان كه افراد خبر در شرط اول و جمع در ثانى باعتبار لفظ و معنى است و تنبيه بر آن كه طريق مهتدى واحد است بخلاف اهل ضلال كه طرق مضله ايشان متعدد است و چون تبيين امر كفار و ضرب امثال كرد براى ايشان در عقب آن بيان حال ايشان مىكند بقوله * ( وَلَقَدْ ذَرَأْنا ) * بدرستى كه ما آفريديم * ( لِجَهَنَّمَ ) * براى دوزخ * ( كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * بسيارى از ديوان و آدميان لام براى عاقبت است و حقيقت معنى آنست كه بسيارى از آدميان و پريان و ديوان را آفريديم كه مآل و عاقبت ايشان بدوزخ است بجهة كفر و عناد پس ملخص معنى آنست كه در علم ازلى ما هست كه بسيارى از جن و انس بر كفر اصرار كنند و اجابت دعوت رسل ما نكنند و حجج عقليه را كار نبندند و قبول ايمان نكنند تا عاقبت و مرجع ايشان به اين منتهى شود كه بر صفت كفر بميرند و بجهنم روند و يا آنكه چون در كفر و عناد راسخند فكان در اصل خلقة براى دوزخ مخلوق شدهاند و دال بر اين معنى است قوله تعالى وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ چه حق تعالى در اين آيه اخبار فرموده كه مكلفان را براى عبادة آفريده پس جايز نباشد كه خلق ايشان براى دوزخ باشد حاصل كه مراد از آيه هر كسى است كه حقتعالى دانسته است بعلم ازلى كه ايمان نيارد و بر صفت كفر بميرد و به جهت آن به عذاب اليم گرفتار شود و ميتواند بود كه مراد بذرانا اعاده ايشان باشد در نشاهء آخرت و ايراد آن به صورت ماضى به جهت تحقق وقوع آن باشد مانند وَنادى أَصْحابُ الْجَنَّةِ أَصْحابَ النَّارِ يعنى ما بسيارى از مردمان معبوث خواهيم كرد براى دوزخ به جهت كفر و ضلالت ايشان و بنا بر اين لام بر اصل خود باشد پس اهل كفر را وصف مىكند ببلادت و بعد فهم و قلت تدبر و ترك انتفاع قلت فكر از مقتضاى عقل و حواس خود بر وجه مبالغه و ميفرمايد كه * ( لَهُمْ قُلُوبٌ ) * مر ايشانراست دلهايى كه مطلقا * ( لا يَفْقَهُونَ بِها ) * هيچ در نمييابند به آن زيرا كه آن را