الملا فتح الله الكاشاني
138
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ايشان را قرنى بعد از قرنى و نسلى بعد از نسلى * ( وَأَشْهَدَهُمْ ) * و گواه گردانيد ايشان را * ( عَلى أَنْفُسِهِمْ ) * بر نفسهاى خودشان يعنى براى ايشان نصب دلايل ربوبية خود كرد و در عقول ايشان مركوز ساخت آن چيزى را كه داعى ايشان بود باقرار بربوبيت تا آنكه بمنزلهء كسانى گشتهاند كه ايشان را فرموده كه * ( أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ ) * آيا نيستم پروردگار شما * ( قالُوا بَلى ) * گفتند آرى تو پروردگار مايى پس حق تعالى تنزيل تمكين ايشان كرده است از علم بربوبيت بمنزلهء اشهاد و اعتراف بر طريقهء تمثيل و دال بر اينست قوله * ( شَهِدْنا ) * گواه شديم ما بر اقرار خود و اخذ ميثاق كرديم * ( أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ ) * كراهت آنكه گويند روز قيامت كه * ( إِنَّا كُنَّا ) * بدرستى كه ما بوديم * ( عَنْ هذا غافِلِينَ ) * از اين اقرار بيخبران يعنى متنبه نشديم بر آن بدليل قوله * ( أَوْ تَقُولُوا ) * عطف است بر ان تقولوا يعنى كراهت آنكه گوئيد * ( إِنَّما أَشْرَكَ ) * جز اين نيست كه شرك آوردند * ( آباؤُنا ) * پدران ما * ( مِنْ قَبْلُ ) * پيش از ما * ( وَكُنَّا ذُرِّيَّةً ) * و بوديم ما فرزندان * ( مِنْ بَعْدِهِمْ ) * از پس ايشان يعنى اقتدا بايشان كرديم زيرا كه تقليد نزد قيام دليل و تمكن از علم به آن صلاحيت عذر ندارد * ( أَ فَتُهْلِكُنا ) * به جهت كراهت آنكه گويند آيا هلاك ميكنى و معذب ميسازى ما را * ( بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ ) * به آنچه كردند كج روان و گمراهان و بيراهان يعنى پدران ما كه تاسيس شرك كردند اكثر مفسران نقل كردهاند كه حقتعالى ذريهء آدم را بيرون آورد از صلب او بر مثال مورچهاى خورد و حيات و عقل و نطق در ايشان آفريد و ربوبيت خود را بر ايشان عرض فرمود و ايشان قبول كرده گفتند كه ما بر اقرار خود گواه شديم و چون ذرية بلى گفتند حق تعالى ملائكه را فرمود كه گواه باشيد ملائكه گفتند كه شهدنا و از سدى منقولست كه شهدنا خبريست كه حقتعالى از خود و فرشتگان ميدهد كه ما بر اقرار ذرية آدم گواه شديم حاكم ابو عبد اللَّه در صحيح خود از ابن عباس نقل مىكند كه پيغمبر ص فرمود كه خداى فرا گرفت ميثاق را از ذريهء آدم در نعمان و آن وادى است نزديك به عرفات و آن را نعمان سحاب گويند و بقولى بطن نعمان خوانند در لباب آورده كه اخذ ميثاق در دهيا بوده و آن زمينى است در ولايت هند و بعد از خروج آدم عليه السّلام بوده است از بهشت و در مدارك آورده كه جمهور مفسران بر آنند كه بعد از خلق آدم و قبل از دخول جنت بود در فضايى كه بر در بهشت است و عرض آن سى هزار ساله راهست در آن فضا ( ذرارى ) آدم را به شكل مورچهاى خورد از صلب آدم اخراج كرد و بعد از خلق حيات و عقل و نطق عرض ربوبيت خود كرد بر ايشان و از مفسران سلف و اصحاب خلف روايت است كه حقتعالى جانب راست او را بماليد بعضى از ذرارى او را