الملا فتح الله الكاشاني
123
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( النَّبِيَّ الأُمِّيَّ ) * پيغمبر نانويسنده ناخواننده بدانكه اسم موصول در محل رفع است كه خبر مبتداى محذوف است اى هم الذين و يا بدل كل يا بعض است اى الذين يتقون و پيغمبر ما صلى اللَّه عليه و آله رسولست نسبت به او سبحانه و نبى است نسبت بعباد و صفت او بامة جهت تنبيه است بر آنكه كمال علم او با وجود اين صفت يكى از معجزات اوست و نعم ما قيل نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد و در مجمع آورده كه در وصف حضرت باميت مفسران را چند قولست يكى آنكه مذكور شد يعنى لا يقرأ و لا يكتب دوم بمعنى منسوب بامت و المعنى انه على ملة قبل استفادة الكتابة سوم آنكه مراد بامة عربست زيرا كه عرب نانويسنده بودند چهارم منسوب است بام يعنى آن حضرت بر آن صفت بود كه از مادر متولد شده بود يعنى ناخوانده و نانويسنده بود پنجم منسوب است بام القرى كه مكه است و اينوجه مرويست از ابى جعفر عليه السّلام و در بحر الحقايق آورده كه عرب اصل و منشأ را ام گويند چنان كه مكه را ام القرى گويند كه مبدأ و منشأ همهء شهرها است و دهها و لو حرا ام الكتاب خوانند كه اصل همهء كتب است پس حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله را باصل منسوب ساخته تا دانند كه اصل موجودات و اول مكنونات است و نكته لولاك لما خلقت الافلاك مويد اينست ( تو اصل وجود آمدى از نخست دگر هر چه باشد همه فرع تو است ) و نيز در صفت او ميفرمايد كه * ( الَّذِي ) * اين پيغمبرى كه مييابند * ( يَجِدُونَه ) * اسم و صفت او را * ( مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ ) * نوشته شده نزد ايشان * ( فِي التَّوْراةِ ) * در تورية آنجا كه ميگويد احمد الضحوك القتال يركب البعير و يلبس الشملة تا آخر * ( وَالإِنْجِيلِ ) * و در انجيل آنجا كه از قول عيسى خبر ميدهد كه إِنِّي ذاهِبٌ إِلى رَبِّي و سآتيكم الفارقليطا و در مجمع آورده كه در سفر خامس از تورية مكتوب است كه ساقيم لهم نبيا من اخوتهم مثلك و اجعل كلامى فى فيه فيقول لهم كلما اوصيته به و نيز در آن نوشته كه ( و اما ابن الامة فقد باركت فيه جدا جدا و سيلد اثنى عشر عظيما و أؤخره لامة عظيمة ) و نيز در انجيل مذكور است كه عيسى بحواريين گفت ( انا اذهب و سياتيكم بين الفارقليط هو روح الحق الذى لا يتكلم من قبل نفسه انه نذيركم بجميع الحق الخلق و يخبركم المزمعه و يمدحنى و يشهد انى رسول اللَّه ) و نيز در آن مسطور است كه ( نعطيكم فارقليط يكون معكم آخر الدهر كله و اذا جاء فند اهل العالم ) و قوله * ( يَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ ) * تا آخر آيه ميتواند بود كه از تتمه صفات حضرت باشد كه در تورية و انجيل مكتوب است و يا كلام مستانف باشد براى مدح آن حضرت يعنى ميفرمايد اين پيغمبر امى آنها را كه پيروى او ميكنند به نيكويى كه