الملا فتح الله الكاشاني
12
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
شيطان در چهار جانب من مىنشيند اما در پيش من ميگويد كه ( لا تخف فان اللَّه غفور رحيم ) و من آيه وَإِنِّي لَغَفَّارٌ لِمَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صالِحاً بر او ميخوانم و در خلف من تخويف مينمايد بر آنكه انفاق مكن تا در خلف درويش نگردى من آيه وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّه رِزْقُها بر او تلاوت ميكنم و در يمين زبان بثناى من ميگشايد و من آيهء وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ قرائت ميكنم و در شمال من ترغيب مىكند بشهوات و من آيهء وَحِيلَ بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ ما يَشْتَهُونَ بر او ميخوانم و بدانكه تعديه در فعل اول به حرف ابتدا جهة آنست كه شيطان از جهة ما قبل و ما بعد متوجه مكلفان مىشود و دوى ؟ اجيز را به حرف مجاوزه جهت آنست كه آتى از ايندو جهة بمثابهء كسى است كه منحرف باشد از ايشان و در گذرنده بر عرض ايشان و نظير اينست قولهم جلست عن يمينه و بعد از آن گفت * ( وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ ) * و نيابى تو كه خداوندى بيشتر فرزندان آدم را * ( شاكِرِينَ ) * شكر گويندگان يعنى كافران باشند كه منعم خود را نشناسند و بدانكه ابليس اينكلام را بر سبيل فرض گفت كما قال اللَّه تعالى وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيْهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّه و منشأ اين ظن او از آنجا بود كه چون بوسوسه مقصود خود را از آدم حاصل كرد ظن او غالب شد كه فرزندان ضعيفتر از وى باشند همه را وسوسه توان داد و از راه توان برد و گويند كه اين اخبار از ملائكه شنيده بود و حقتعالى بعد از اين اهانت و اضلال مىكند بابليس و اكرام و اجلال بآدم عليه السّلام بقوله * ( قالَ ) * فرمود خداى تعالى مر ابليس را كه * ( اخْرُجْ مِنْها ) * بيرون رو از بهشت يا از آسمان * ( مَذْؤُماً ) * در حالتى كه نكوهيده باشى و عيبناك * ( مَدْحُوراً ) * رانده و دور گرديده از رحمت * ( لَمَنْ تَبِعَكَ مِنْهُمْ ) * لام براى توطيهء قسم است و جواب قسم قوله * ( لأَمْلأَنَّ جَهَنَّمَ ) * يعنى به خدا كه هر كه بر پى تو برود از اولاد آدم هر آينه پر كنم از دوزخ * ( مِنْكُمْ أَجْمَعِينَ ) * از همهء شما يعنى از تو و متابعان تو جواب قسم ساد مسد جواب شرط است و اينكلام غايت تهديد و وعيد است مر فرزندان آدم را از متابعت شيطان * ( وَيا آدَمُ ) * و گفتيم بآدم بعد از اخراج ابليس از بهشت كه اى آدم * ( اسْكُنْ أَنْتَ وَزَوْجُكَ ) * ساكن شو تو و جفت تو كه حواست * ( الْجَنَّةَ ) * در بهشت * ( فَكُلا ) * پس بخوريد از ميوه هاى بهشت * ( مِنْ حَيْثُ شِئْتُما ) * از هر كجا كه خواهيد يا هر چه اراده كنيد * ( وَلا تَقْرَبا ) * و نزديك مشويد * ( هذِه الشَّجَرَةَ ) * اين جنس