الملا فتح الله الكاشاني
73
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و ديگر تعيين فرما براى ما * ( مِنْ لَدُنْكَ ) * از نزديك خود * ( نَصِيراً ) * يارى و مدد كارى كه شر اعادى را از ما دفع كند حق تعالى دعاى ايشان را مستجاب گردانيده بعضى را خروج از مكه ميسر شد و برخى را كه آنجا مانده بودند وليى چون حضرت رسالت ( ص ) فرستاد تا در روز فتح مكه همه را دلنوازى نموده و مهمات ايشان سرانجام فرمود و نصيرى و حامى براى ايشان تعيين كرد يعنى عتاب بن اسيد كه حضرت رسالت حكومت مكه بوى داد و او يارى ضعفا و مددكارى بيچارگان نمود و جميع اعزه كفره را ذليل و خوار گردانيد و بدانكه ظالم صفت قريه است كه مكه است و تذكير آن جهت تذكير ما اسند اليه است چه اسم فاعل و مفعول چون جارى شوند بر غير من هو له مانند فعلند يعنى تذكير و تأنيث ايشان بر حسب ما عمل فيه است بعد از اين در تشجيع مؤمنان و ترغيب ايشان در جهاد با كافران ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ آمَنُوا ) * آن كسانى كه گرويدهاند به خدا و رسول * ( يُقاتِلُونَ ) * كارزار ميكنند * ( فِي سَبِيلِ اللَّه ) * در راه خدا يعنى در چيزى كه وسيلهء فوز است بمثوبات الهى * ( وَالَّذِينَ كَفَرُوا ) * و آن كسانى كه كافر شدهاند از وثنى و يهودى و نصرانى * ( يُقاتِلُونَ ) * مقاتله ميكنند * ( فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ ) * در راه شيطان كه طاغى و ياغى است يعنى بفرمانبردارى او كه موجب رسيدن است بعقوبات پادشاهى و چون حال بر اين منوال است * ( فَقاتِلُوا ) * پس كارزار كنيد اى دوستان خدا * ( أَوْلِياءَ الشَّيْطانِ ) * دوستان و فرمانبرداران شيطان را و از مكايد و مصايد او مترسيد * ( إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ ) * بدرستى كه حيله و وسوسهء شيطان * ( كانَ ضَعِيفاً ) * هست سست و بىقوه چه كيد او بمؤمنان نسبت بكيد خدا بكافران ضعيف است و بىاعتبار و نيز كيد او فريبست مجرد از حجت و برهان پس از اولياء او انديشه مبريد كه اعتماد ايشان بر كسيست كه اضعف و اوهن شيء است و ذكر كان براى تاكيد است تا دلالت كند بر آنكه ضعف كيد شيطان لازم است در جميع احوال و اوقات از ماضى و حال و استقبال نه آنكه در بعضى زمان باشد دون زمان ديگر آوردهاند كه عبد اللَّه بن عوف زهرى و مقداد بن اسود كندى و قدامة ابن مظعون جحمى و سعيد بن ابى وقاص و اتباع ايشان در مكه قبل از مهاجرة اذيت بسيار از كفار ميبافتند شكايت اين حال بعرض سيد كاينات رسانيدند و گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) ما را دستورى ده كه با اهل شرك حرب كنيم كه آزار و ايذاى ايشان از حد گذشت آن حضرت فرمود من مأمور نشدهام بقتال ايشان صبر كنيد تا وقت جهاد در رسد و چون از مكه بمدينه مهاجرت كردند حقتعالى همه اهل اسلام را امر كرد بغزاء بدر بعضى از آنها كه در مكه