الملا فتح الله الكاشاني
64
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
علم پس كان توابا حال خواهد بود و رحيما بدل آن يا حال از ضميرى كه در توابا است و عدول از خطاب بغيبت در قوله * ( وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ ) * به جهت تفخيم است بشأن آن حضرت و تنبيه بر آنكه از حق رسول آنست كه قبول اعتذار تايب نمايد و اگر چه جرم او عظيم باشد و شفاعت او نمايد زيرا كه منصب رسول شفاعت است در كباير ذنوب امت و تو به منافق گرويدن است بوحدانيت خدا و رسول او و مرافعه به حضرت او و امتثال حكم او حسن بصرى گويد اين آيه درباره دوازده مرد منافق آمد كه با يكديگر بر نفاق اتفاق كرده بودند حقتعالى رسول خود را از آن اخبار فرمود رسول ( ص ) مجمعى ساخت و همه را حاضر گردانيد و فرمود كه از شما دوازده كس بر نفاق اتفاق كردهايد اگر برخيزيد و استغفار كنيد من براى شما شفاعت كنم هر چند رسول ( ص ) اين كلام را اعاده ميكرد هيچ كس از ايشان برنميخاست پس آن حضرت هر يك از آن دوازده را بنام و نسب مذكور ساخت و ايشان را در ميان مردمان رسوا گردانيد گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) براى ما استغفار كن حقتعالى اين آيه فرستاد رسول فرمود اگر اول بار طلب غفران كردندى شما را بيامرزيدى و چون چنين نكرديد اكنون شما را بنزديك خدا و رسول راه نيست پس بفرمود تا ايشان را از مجلس بيرون كردند و ديگر بار ايشان را بنزديك خود راه نداد و در خبر است كه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه چون رسول خدا را دفن كرديم و سه روز از اين صورت برآمد اعرابى بر سر قبر رسول آمد و ميگريست و خاك بر سر ميريخت و ميگفت يا رسول اللَّه ( ص ) آنچه گفتى شنيديم و گرويديم و آنچه از جانب خدا بما آمد بواجبى فرا نگرفتيم و حقتعالى در كتاب عزيز خود گفته * ( وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ) * يا رسول اللَّه بر خود ظلم كردهام آمدهام تا از براى من استغفار كنى و از قبر آواز آمد كه ( قد غفرت لك ) بيامرزيدند ترا اى گويندهء اينكلمات و در آيه دلالت است بر بطلان مذهب مجبر كه قائلند به آنكه حقتعالى مريد آنست كه قومى عصيان امر انبياى او كنند و گروهى اطاعت امر ايشان كنند و نيز دلالت مىكند بر آنكه مرتكب كبيره را واجب است كه استغفار كند چه حقتعالى * ( لَوَجَدُوا اللَّه تَوَّاباً رَحِيماً ) * را بر آن تعليق فرموده و نيز دالست بر آنكه مجرد استغفار كافى نيست با اصرار بر معصية زيرا كه تا ايشان توبه نكردند كه آن عبارت است از ندامت بر ماضى و عزم بر عدم اتيان بر آن در مستقبل رسول ( ص ) براى ايشان استغفار نكرد و بعد از آن بيان ميفرمايد كه تحقق ايمان منوطست بالتزام حكم رسول و رضا به آن بقوله * ( فَلا وَرَبِّكَ ) * پس البته سوگند ميخورم به حق پروردگار تو كه * ( لا يُؤْمِنُونَ ) * ايمان نخواهند آورد ايمان حقيقى * ( حَتَّى يُحَكِّمُوكَ ) * تا وقتى كه حكم سازند ترا * ( فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ) * در آنچه اختلاف افتد و مختلط شود ميان ايشان و تو حكم كنى اصل شجر اختلافست ( و منه الشجر