الملا فتح الله الكاشاني
59
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بيرون نرويد و فرمان بردارى ايشان كنيد و منقاد احكام و اوامر ايشان باشيد پس من چون اين سخن شنيدم پرسيدم كه يا رسول اللَّه خبر ده مرا از اولى الامر كه چه كسانند فرمود يا على انت اولهم اى على تو اول ايشانى و مقدم بر ايشان و بعد از ايراد اين دو حديث فرموده كه اينكه بعضى از اهل خلاف تفسير اولى الامر بامراى سرايا كردهاند همچو خالد وليد و امثال او در اقوال و افعال مطلقا واجب باشد زيرا كه ظاهر آيه مقتضى اطلاقست و اين لازم فاسد است زيرا كه از طريق شيعه و اهل سنت معلومست كه چون حضرت رسالت خالد وليد را ببينى خزيمه فرستاد تا ايشان را باسلام دعوت كند و بقتال ايشان امر نكرد خالد چون به آن قبيله رسيد بواسطهء دشمنى كه بايشان داشت خلاف قول پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم كرده بايشان محاربه كرد و مخالفت امر پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نمود و چون اين را به حضرت رسالة عرض كردند آن حضرت از آن حالت بر ايشان غمگين شد پس برخاست و روى به قبله آورد دستها برداشت و بتضرع اين مناجات فرمود كه اللهم انى ابرء اليك مما فعل خالد يعنى خداوندا من بيزارم از آنچه خالد بن وليد كرده از محاربهء بنى خزيمه پس اگر تفسير اولى الامر بامراى سرايا صحيح باشد لازم آيد كه حقتعالى امر كرده باشد به معصيت زيرا كه امر بمتابعت عاصى امر است بعصيان تعالى اللَّه عن ذلك و چون بروايات صحيحه از طريقين معلوم شد كه اولو الامر على بن ابى طالب عليه السّلام است و اولاد معصوم او پس شيوخ ثلاثه اولوا الامر نباشند و چون حكم ائمه معصومين صلوات اللَّه عليهم اجمعين عين حكم حقتعالى و حضرت رسالت است چه بنصوص قاطعه از جانب حق سبحانه ايشان نايبان حضرت رسالتاند و حفظه و امناى شريعت او از اينجهت بعد از اين امر كرده بمرافعهء حكم به خدا و رسول نزد منازعه و متذكر اولو الامر نشده و فرموده * ( فَإِنْ تَنازَعْتُمْ ) * پس اگر خلاف كنيد * ( فِي شَيْءٍ ) * در چيزى از امور دينيه * ( فَرُدُّوه إِلَى اللَّه ) * پس باز گردانيد آن را به خدا يعنى بكتاب او * ( وَالرَّسُولِ ) * و رجوع كنيد برسول او در زمان حياة و بسنت مطهرهء او كه مأخوذ از ائمهء صادقين صلوات اللَّه عليهم اجمعين بعد از وفات او و به جهت تأكيد اينمعنى ميفرمايد كه * ( إِنْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد شما كه از روى اخلاص * ( تُؤْمِنُونَ بِاللَّه ) * ميگرويد به خدا * ( وَالْيَوْمِ الآخِرِ ) * و بروز رستخيز چه اگر ايمان به خدا و رسول موجب آنست كه رجوع كنيد * ( ذلِكَ خَيْرٌ ) * اين رجوع بهتر است شما را * ( وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ) * و نيكوتر از روى عاقبت در آخرت نيز در خارج ( زجاج ظ ) معنى آنست كه اين احسن است از تاويل شما از تلقاء نفس خود بدون رد اصل كه كتاب خدا و سنت سيد انبيا است و اين قول اقوى است زيرا كه لا محاله رد به خدا و رسول او و آن كسانى كه قائم مقام اويند از ائمهء هدى احسن است از تأويل به غير