الملا فتح الله الكاشاني

5

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

قوله وَلأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ و جواب از آيه بمنع دلالتست بر تحريم بلكه دلالت است بر جواز نكاح ايشان نزد عدم استطاعت و در آن تعرضى بعدم جواز نيست مگر بدليل خطاب و اين حجة نيست نزد ما و بر تقدير حجيت آن دلالت آن بر تحريم اولى نيست از دلالت آن بر كراهت و قوله * ( وَأَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَكُمْ ) * مؤيد كراهيت آنست و همچنين است جواب از روايت مذكوره و اينجا چند فرع است اول بنا بر قول تحريم جايز است نكاح واحده قطعا و ثانيه محرمست به جهت انتفاء احد شرطين و بنا بر قول بكراهت ثانيه مباحست دويم قبول قول زوج بايد كرد در عدم طول و خوف عنت و اگر در دست او مالى باشد و دعوى كند كه آن مال او نيست و يا بر او دينى است به قدر آن و مالك غير آن نيست قبول كنند سيم اگر عدم شرطين متجدد شود بعد از نكاح اباحه مرتفع نميشود و اگر چه سابق بر تجدد انتفاى شرطين همين عقد بوده باشد بدون وطى چهارم بعضى محرمين قائلند به آنكه تحريم راجع بوطى است و عقد تابع آنست و بعضى ديگر ايشان ميگويند كه بلكه بالذات راجع به عقد نيز هست لكن حرام نميشود به عقد نزد عدم احد شرطين بلكه مكروه است پنجم اگر يك بار متزوج شود بدوامه پس بنا بر قول بتحريم گفته‌اند كه احد هما را اختيار كند و حق بطلان است زيرا كه عقد نسبت بهر دو دارد على السويه پس صحيح نباشد قبول احدهما دون ديگرى و اگر نه ترجيح بلا مرجح لازم آيد دويم از احكام اختلافست در تفسير طول نزد بعضى زيادتيست در مال و نزد گروهى آن را حد معين نيست بلكه انسان اعرفست بنفس خود به آن چه او را و عيال او را كفايت كند پس اگر عجز خود را اين دانسته باشد جايز باشد او را نكاح امه و نزد محققان اصحاب ما مراد به طول مهر حره است و نفقه او و وجود او و امكان وطى او در قبل پس بنا بر اين اقوال قوله ان ينكح يا مفعول فعل محذوفست كه صفت طولا باشد اى يبلغ به ان ينكح و يا مجرور به لام جر مقدر قبل از آن چه لام و اخوات آن از حروف جر در سران و ان كثير الوقوعست پس تقدير اين است كه من لم يستطع منكم طولا لان ينكح و ابو حنيفه گفته كه طول قوتست و فضل و ان ينكح را بمعنى ان يطأ تنزيل كرده و آن را بدل كل طولا دانسته زيرا كه نكاح قوت است و فضل پس معنى آيه بر قول او اينست ( من لم يملك وطى الحرة و فراشها فلينكح امة ) پس اگر شخصى عنين باشد و در فراش او حره نباشد جايز است او را كه نكاح امه كند سيم نزد بعضى ظاهر آيه دالست در تحريم نكاح غير مؤمنات از كتابيات و غير ايشان از حراير و اماء به جهت تكرار وصف ايمان در ايشان و اينقول اهل حجاز است و نزد اهل عراق افضل نكاح مؤمناتست و ترك نكاح كتابيات و حق نزد ما اولست و تحقيق اين مذكور خواهد شد چهارم در قوله * ( وَاللَّه أَعْلَمُ بِإِيمانِكُمْ ) * اشاره است باكتفاء به ظاهر ايمان و عدم وجوب تحقق آن در نفس الامر فحينئذ نكاح منافق جايز