الملا فتح الله الكاشاني
46
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اين سخنان گفتند دين شما حقتر است و آئين شما با نسقتر ابو سفيان گفت ما بر اعتقاد شما وقتى اعتماد خواهيم كرد كه بتان ما را سجده كنيد و جهودان جبت و طاغوت را كه بتان قريش بودند سجده كردند حق تعالى از معانده و مكابره و كفر و زندقه ايشان خبر داد * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نمىبينى و نمىنگرى * ( إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا ) * بسوى آنان كه داده شدهاند * ( نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ ) * بهرهء از تورية يعنى كعب بن اشرف و اصحاب او كه بواسطه عداوت مسلمانان * ( يُؤْمِنُونَ ) * مىگروند * ( بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ ) * بايندو بت كه قريش راست جبت در اصل اسم صنم است پس مستعمل گشته در هر معبودى كه غير او سبحانه است از حجر و مدر و انسان و شيطان و گويند اصل آن جبس است بسين مهمله بمعنى ما لا خير فيه پس قلب سين او بتا كردهاند و طاغوت را اطلاق ميكنند بر هر چه باطل باشد از معبود و غير آن و گويند جبت سحر است و يهودان معتقد آن بودند و طاغوت شيطان و ايشان متابعت او ميكردند و نزد بعضى ديگر جبت بتانند و طاغوت شيطان بتان كه مردمان را اغوا كنند بر طاعت ايشان چه هر صنمى شيطانى است و از ابن عباس نقل كردهاند جبت اصناماند و طاغوت تراجمهء اصنام كه بكذب تكلم مينمودند از زبان حال بتان و سعيد بن جبير و ابو العاليه بر آنند كه جبت ساحر است و طاغوت كاهن و مؤيد اين است كه از عكرمه روايتست كه آيه در شان ابو برزه كاهن نازل شده كه در جاهليت بكهانة مردمان را اغوا ميكرد و در اول اسلام مسلمانان به او بازگشت مينمودند و يا جبت ابليس است و طاغوت اولياء او و ضحاك بر آنست كه جبت اينجا حى بن اخطب است و طاغوت كعب بن اشرف است و نزد محققان جبت نفس اماره است و طاغوت آرزوهاى او * ( وَيَقُولُونَ ) * و مىگويند اين جهودان * ( لِلَّذِينَ كَفَرُوا ) * براى كافران يعنى در حق ايشان از روى اجتهاد * ( هؤُلاءِ ) * اين گروه كفار قريش * ( أَهْدى ) * هداية ايشان بيشتر است * ( مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * از آنها كه ايمان آوردهاند يعنى پيغمبر و اصحاب او * ( سَبِيلًا ) * از روى دين يعنى راه يافته تراند در دين و دين ايشان قائمتر و طريق ايشان صوابتر و تسميهء دين بسبيل جهة آنست كه دين مانند طريق است كه مؤدى به مقصود است * ( أُولئِكَ ) * آن گروه معاند و متعصب * ( الَّذِينَ ) * آنانند كه بخوارى تمام * ( لَعَنَهُمُ اللَّه ) * دور كرده است خداى تعالى ايشان را از رحمت خود * ( وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّه ) * و هر آن كس را كه خداى تعالى براند و دور سازد از رحمت خود * ( فَلَنْ تَجِدَ لَه ) * پس نيابى تو مر او را * ( نَصِيراً ) * يارى كه دفع عذاب كند از وى و زبان بشفاعت او بگشايد و يا در دنيا و آخرت به او