الملا فتح الله الكاشاني

42

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

پس مستعد عفو نباشد بخلاف غير آن از معاصى كما قال * ( وَيَغْفِرُ ) * و بيامرزد * ( ما دُونَ ذلِكَ ) * آن گناهى را كه غير از شرك بود خواه كبيره باشد يا صغيره * ( لِمَنْ يَشاءُ ) * مر آن كس را كه خواهد از روى تفضل و احسان و در انوار گفته كه نزد معتزله جار و مجرور متعلق بهر دو فعل است كه ان لا يغفر و يغفر است يعنى حق سبحانه نميآمرزد شرك را براى هر كه خواهد و اين كسى است كه كه توبه نكند و ميامرزد ما دون آن را براى هر كه خواهد و آن هر كسى است كه توبه كند و در اين قول تقييد آية است بدون دليل زيرا كه عموم آيات وعيد اولى از اين نيست در محافظة و نيز اينقول ناقض مذهب ايشانست چه متعلق امر بمشيت منافى وجوب تعذيبست قبل از توبه و وجوب مغفرت بعد از توبه پس بنا بر اين قول ايشان حجت باشد بر ايشان و بر خوارج نيز حجت است زيرا كه زعم ايشان آنست كه هر ذنبى شركست و صاحب اين مخلد است در نار انتهى كلامه و صحيح آنست كه مشرك تايب و غير مشرك اعم از آنكه تايب باشد از معاصى ديگر يا نه صلاحيت غفران دارد يعنى اگر حكمت و مصلحت الهى باشد بر سبيل تفضل ايشان را مغفور سازد و اگر نه به قدر معصيت عذاب فرمايد * ( وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّه ) * و هر كه شرك آرد به خدا و انباز گيرد با او * ( فَقَدِ افْتَرى ) * پس بدرستى كه افترا كرده باشد و بر بافته * ( إِثْماً عَظِيماً ) * دروغى بزرگ را كه بدان مستحق عذاب بزرگ گردد يعنى مرتكب امرى شده كه مستحقر است نزد آن جميع اثام اين اشارتست بمعنى كه فارقست ميان شرك و ساير ذنوب و افترا هم چنان كه اطلاق بر قول ميكنند بر فعل نيز ميكنند و اختلاف نيز چنين است و در مجمع آورده كه از كلبى نقلست كه اين آيه در حق وحشى و اصحاب او نازل شد در وقتى كه حمزه عليه السّلام را شهيد كردند و چون به مكه آمدند بر فعل خود نادم گشته و نامهء به پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله نوشتند به اين مضمون كه ما بر ضيعهء خود نادميم و مانع اسلام نميشود مگر اين سخن كه فرمودى وَالَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّه إِلهاً آخَرَ وَلا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّه إِلَّا بِالْحَقِّ وَلا يَزْنُونَ تا آخر و چون ما با خدا شرك آورده‌ايم و نفسى كه حقتعالى حرام گردانيده بود بقتل رسانيده‌ايم و زنا كرده‌ايم پس چگونه تابع تو شويم و اسلام آوريم اين آيه نازل شد كه إِلَّا مَنْ تابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً تا آخر پس پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله شخصى را بوحشى و اصحاب او فرستاد چون اين آيه بخواندند گفتند اين شرطى شديد و تكليفى صعب است ميترسيم كه از عهدهء عمل صالح بيرون نتوانيم آمد و از اهل اين آيه نباشيم حقتعالى اين آيه فرستاد كه * ( إِنَّ اللَّه لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِه وَيَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ ) * پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله چون اين آيه را بايشان فرستاد گفتند خوف آن داريم كه از اهل مشيت نباشيم پس اين آيه آمد كه قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا