الملا فتح الله الكاشاني
38
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
روايت آمده كه زمره از يهود بملازمت آن حضرت مىآمدند و جواب آن حضرت را بر امرى كه سؤال كرده بودند بقبول تلقى مينمودند و از مجلس آن حضرت كه منصرف مىشدند همه آن كلمات متبركه او را منحرف ميساختند لا جرم پرده از روى كار ايشان برداشته شد فرمود كه دشمنان يهودى سخنان ترا كه حبيب منى از مواضع آن تحريف ميكنند * ( وَيَقُولُونَ ) * و ميگويند از روى عناد و استكبار * ( سَمِعْنا ) * شنيديم قول ترا * ( وَعَصَيْنا ) * و نافرمانى كرديم امر ترا لفظ عصينا آشكارا ميگفتند به جهت شدة عناد و استكبار و در تيسير گويد كه اظهار اطعنا و اضمار عصينا ميكردند و ملخص كلام آنكه زبان حال ايشان سمعنا مىگفتند و لسان حال ايشان بر عصيان ناطق بوده ديگر ميگفتند كه ( و اسمع غير مسمع ) بشنود در حالتى كه شنونده نشده باشى اين كلمه ذو وجهين است رويى در مدح دارد و رويى در ذم وجه ذم اين كه قصد ايشان به آن اين بود كه ( يدعوا عليك بلا اسمعت بصم او موت ) يعنى بشنو در حالتى كه شنوانيده مباد گوش تو به جهت كرى يا موت و يا اسمع غير مجاب ( الى ما تدعوا اليه ) يعنى بشنو در حالتى كه جواب داده نشوى به آنچه موافق چيزى باشد كه ما را به آن دعوت ميكنى يا ( اسمع غير مسمع كلا ما ترضى ) يعنى بشنو در حالتى كه شنوانيده نشوى سخنى كه از آن خوشنود باشى يا اسمع كلا ما غير مسمع اياك لان اذنك تنبو عنه يعنى بشنو كلامى را كه شنيده نشود به تو به جهت آن كه گوش تو از آن دور شود و آن را افرا نگيرد و بنا بر اين غير مسمع مفعول به خواهد بود و وجه مدح آنكه اظهار ميكردند كه مراد ايشان اينست كه ( اسمع غير مسمع مكروها ) ماخوذ از اسمعه فلان اذا سبه يعنى بشنو در حالتى كه هيچ مكروهى شنيده نشوى پس يهود اين وجه مدح را پرده نفاق ميساختند و مطمح نظر ايشان وجه ذم بود و بر همين قياس ميگفتند * ( وَراعِنا ) * و درمانگر و اين كلمه نيز محتمل الوجهين است وجه مدحش آنكه ماخوذ باشد از مراعات يعنى مراعات حال ما كن و بما نگاه كن تا بشنويم و بفهميم كلام ترا و به آن كار بنديم وجه ذمش اينكه مشبه بر اعونا كه كلمهء عبرانيه يا سريانيه است كه به آن يكديگر را دشنام ميدادند و يا آن را از رعونه و حمق اشتقاق ميكردند مدعا اين كه حماقت و بيعقلى لازم حال تو باد و يا اشباع كسرهء عين ميكردند و ميگفتند راعينا يعنى اى شبان ما و اين تعريضى است برعى غنم حاصل كه به اين دو كلمه ذات وجهين بدين اسلام سخريه ميكردند و استهزا به پيغمبر ( ص ) مينمودند به اين وجه كه به آن اظهار توقير و اكرام ميكردند و در باطن قصد شتم و اهانة داشتند كما قال * ( لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ ) * اين مفعول مطلق فعل محذوفست اى ليون ليا يعنى پيچانيدند پيچانيدنى