الملا فتح الله الكاشاني

321

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آورده‌اند كه در عام الحديبيه چون مسلمانان محرم بودند و مرتكب صيد نمىشدند جانوران شكارى در لشكرگاه ايشان غلبه كرده بميان رخت و بار و خيمهء ايشان درمىآمدند و ايشان بسبب احرام از حرمان شكار متألم بودند و اين ابتلايى بود از حق تعالى بايشان در اتقاء و عدم اتقاء از آن و گويند يك بار حمار وحشى نزد ابو البشر بن عمرو آمد وى تيرى بر وى زد و او را بكشت مردمان او را ملامت كردند وى نزد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله آمد و صورت حال را بموقف عرض رسانيد حقتعالى اين آيه را فرستاد كه * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى گروه گروندگان * ( لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّه ) * هر آينه ميآزمايد خداى شما را يعنى با شما معاملهء آزمايندگان مىكند * ( بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ ) * به چيزى از صيد در وقت احرام شما تا ظاهر شود بر عالميان كه كدام از شما مرتكب صيد مىشود و كدام انقياد حكم الهى نموده از آن مجتنب ميگردد و تقليل و تحقير در شيء تنبيه است بر آنكه هيچ ابتلايى مانند ابتلاى بذل نفس و اموال نيست پس كسى كه بر اين امر حقير ثابت قدم نشود چگونه نزد چيزى كه اشد و اصعب است از آن ثبات قدم ورزد و قوله * ( تَنالُه أَيْدِيكُمْ ) * صفت شيء است يعنى چيزى كه قليل و حقير از صيد كه ميرسد بدان دستهاى شما * ( وَرِماحُكُمْ ) * و تيرهاى شما و اين ابتلا براى آن است كه * ( لِيَعْلَمَ اللَّه ) * تا بداند يعنى متميز سازد خداى * ( مَنْ يَخافُه ) * آن كس را كه مىترسد به جهت قوة ايمان پس ذكر علم نموده و ارادهء معلوم و ظهور آن فرموده و يا ارادهء تعلق علم كرده يعنى تا علم خدا تعلق گيرد باتقاء و عدم اتقاء و شبههء نيست در آنكه تعلق علم او سبحانه بتحقيق شيء فرع وجود آن است و قبل از آن ممتنع است و ميتواند بود كه در كلام مضافى مقدر باشد اى ( ليعلم اولياء اللَّه ) يعنى تا دوستان خدا عالم شوند بآنكسى كه از او مىترسد * ( بِالْغَيْبِ ) * در حالتى كه ملتبس است خوف او بغيبت عقاب حق تعالى و عدم مشاهدهء او آن را و در حالتى كه غايبست از مردمان و هيچ كس اطلاع ندارد بر صيد كردن او يعنى در خفيه مردمان از صيد احتراز ميكنند به جهت خوف عقوبات الهى * ( فَمَنِ اعْتَدى ) * پس هر كه از حد درگذرد و شكار كند * ( بَعْدَ ذلِكَ ) * پس از اين ابتلاء بصيد * ( فَلَه عَذابٌ أَلِيمٌ ) * پس مر او را است عذابى دردناك چه هر كه مالك حاسه خود نتواند شد در مثل اين و مراعات حكم خدا نتواند كرد پس چگونه باشد در جايى كه اميل باشد نفس او به آن و احرص بر آن و در كنز آورده كه آيه متضمن چند فايده است يكى آنكه حق تعالى بمؤمنان خطاب كرده و اگر چه تكليف