الملا فتح الله الكاشاني
32
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ترك قبايح و كذب و مبالغه كنند كه ما هرگز فعل قبيحى نكرديم چه ظن ايشان چنان بوده باشد كه عبادت اوثان شرك نبوده زيرا كه خيال كرده باشند كه آن وسيلهء تقربست به خدا و چون حقتعالى در آيهء متقدمه امر بندگان كرد بعبادت در عقب آن ذكر اكبر عبادات فرمود بقوله * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ) * اى كسانى كه گرويدهايد به خدا و رسول * ( لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ ) * نزديكى مكنيد به نماز يعنى مرتكب نماز مشويد * ( وَأَنْتُمْ سُكارى ) * و حال آنكه شما مستان باشيد از خمر و ساير مسكرات يعنى نمازى كه مامور به است و مفروض به آن قيام نمائيد در حين عدم سكر نه در وقت سكر آوردهاند كه روزى جمعى از صحابه در خانه عبد الرحمن بن عوف بشرب خمر اشتغال داشتند و در زمان سراندازى و بيهوشى صداى اذان شام باسماع ايشان رسيده به نماز برخواستند و امام ايشان كه عبد الرحمن بود از غايت سكر در سوره كافرون حرف لا را كه در چهار موضع مثبت است حذف كرده اين آيه نازل شد كه وقت غلبهء مستى به نماز نزديكى مكنيد * ( حَتَّى تَعْلَمُوا ) * تا وقتى كه بدانيد * ( ما تَقُولُونَ ) * آن چيزى را كه مىگوييد يعنى ميخوانيد در نماز و گفتهاند آيه اگر چه در ظاهر نهى است از صلاة در حالت سكر اما مراد نهى است از شرب خمر كه نزد سكران نماز درست نيست پس گويا چنين فرموده كه لا تشربوا الخمر فتسكروا فيمنعكم من الصلاة چنان كه در جايى ديگر فرموده كه يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّه وَعَنِ الصَّلاةِ و نزد بعضى مراد از * ( لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ ) * اين است كه لا تقربوا المساجد الصلاة و غيرها كقوله و صلوات اى مواضع صلواة و اين قول از عبد اللَّه مسعود و سعيد بن المسيب و ضحاك و عكرمه و حسن منقولست و قول اول از ابن عباس و سعيد بن جبير و مجاهد و ابن زيد و نزد محققان خطاب بقواى روحانيه است كه رقم ايمان شهودى بر صفحهء جان دارند كه نزديك مشويد به نماز قربت در مسجد جامع دل در وقتى كه مست باشيد از سكر غفلت و بيهوشى شهوة تا زمانى كه از مستى هوشيار شده دانيد كه چه مىگوئيد و شناسيد كه سخن را با كه مىگوييد كه المصلَّى يناجى ربه و حديث لا صلاة الا بحضور القلب شاهد اينست * ( وَلا جُنُباً ) * عطفست بر قوله * ( وَأَنْتُمْ سُكارى ) * زيرا كه جمله اسميه در موضع نصب است بر حاليت و جنب كسى است كه جنابتى او را واقع شده باشد و واحد و جمع و مذكر و مؤنث در او مساويست زيرا كه جارى مجراى مصدر است يعنى نزديك نشويد به نماز وقتى كه جنب باشيد و محتاج به غسل * ( إِلَّا عابِرِي سَبِيلٍ ) * مگر كه روندگان باشيد در راه يعنى مسافر باشيد و با شما آب نبود كه در آن محل تيمم نماز را توانيد