الملا فتح الله الكاشاني

317

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ازلام جمع زلم است بفتح زا و ضم آن چون جمل و صرد و آن تيرهاى اقداحست كه آن را پر و پيكان نباشد و در جاهليت تفأل به آن ميكرده‌اند در اسفار و اعمال خود و بر بعضى مينوشته‌اند كه امرنى ربى و بر بعضى نهانى ربى و بر بعضى چيزى نه مينوشته‌اند و آن را غفل ميگفتند و تفصيل آن در اول اينسوره سمت ذكر يافته پنجم هم چنان كه حرامست انواع قمار و اقداح همچنين حرامست اقتناى آلات آن بلكه واجبست اتلاف آن و اخراج آن از صورت آن و همچنين اراقهء خمر واجبست و حرامست اقتناى آن مگر به قصد تخليل و اگر چه بعلاج باشد چه اين شايع است در شرع انتهى كلامه و بايد دانست كه مسكرات مايعه نجس است بخلاف ابن بابويه كه قايلست بعدم نجاست آن و مذهب او اينست كه حقتعالى تحريم شرب آن نموده نه تحريم صلاة در آن پس محرم غير نجس باشد و استدلال نموده است بر اين به اصل يعنى اصل در اشياء اباحه است و دليل قاطع بر تحريم آن وارد نشده و برواياتى كه ذكر كرده در كتاب خود مستند بر حال خود و اكثر اصحاب فتوى بر نجاست آن داده‌اند خواه خمر باشد يا نبيذ يا فصيح يا مرز يا تبع يا نقيع يا جعه يا طواق يا عرق يا غير آن و استناد ايشان به اين در ظاهر قول حقتعالى است كه إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ چه حقتعالى ذكر آن كرده برجاست و آن بمعنى نجاست است زيرا كه نجاست به آن متأكد مىشود كما يقال نجس رجس و نيز فاجتنبوه دلالت بر آن مىكند زيرا كه اجتناب از شىء هجرت و ابعاد است از آن و اين مشعر به نجاست است و مع ذلك اعتضاد نموده‌اند برواياتى كه غير سليمة الشذوذاند و دلالت آية بر آنچه گفته‌اند خالى از خللى نيست زيرا كه جايز است عود وصف الجميع با عدم تحقق نجاست در كل و طريقى نباشد ما را به اثبات نجاست آن مگر كه شهرت فتوى به اين در ميان فقها بر وجهى كه قريب به اجماعست و چون حقتعالى امر فرمود باجتناب خمر و ما بعد آن در عقب آن امر فرمود بطاعت او در اجتناب از آن و از غير آن از امور منهيه و فرمود كه * ( وَأَطِيعُوا اللَّه ) * و فرمان بريد خدا را در اجتناب از خمر و غير آن از منهيات * ( وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ ) * و فرمانبردارى كنيد رسول را در جميع آنچه شما را از آن نهى فرموده * ( وَاحْذَرُوا ) * و حذر كنيد از مخالفت فرمان خدا و رسول جميع ميان طاعت خدا و رسول به جهت آنست كه طاعت هر يك موجب طاعت ديگريست زيرا كه آنچه پيغمبر ميفرمايد بفرمودهء حقتعالى ميفرمايد پس طاعت او عين طاعت او سبحانه باشد * ( فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ ) * پس اگر اعراض كنيد از امر و نهى * ( فَاعْلَمُوا ) * پس بدانيد كه * ( أَنَّما عَلى رَسُولِنَا ) * جز اين نيست كه برسول ما