الملا فتح الله الكاشاني

315

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بصيغهء استفهام مرتب بفاء تعقيبيه بر آنچه مذكور شد از انواع صوارف و گفته كه * ( فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ ) * پس آيا هستيد شما باز ايستادگان استفهام در معنى امر است يعنى باز ايستيد از اين امور بعد از آنكه بر معايب آن مطلع شديد و نهى در صورت استفهام به جهت مبالغه است در وعيد و تهديد چه اين در عرف ابلغ است از انتهوا پس ايذان است به آنكه امر در منع و تحذير بنهايت رسيده و اعذار منقطع شده و در تيسير آورده كه در اين آيه ده دليل است بر حرمت خمر اول خمر را با قمار قرين ساختند و قمار حرام است پس قرين وى نيز حرام است دويم آنكه آن را بابت پرستى در يك مسلك كشيده و آن سر همهء حرامها است پس اين نيز حرام باشد سيم او را رجس گفته يعنى پليد و هر چه پليد است حرام است چهارم فرموده كه از عمل شيطان است و هر چه كار شيطان است حرام است پنجم امر كرده كه از آن اجتناب كنيد و هر چه دور بودن از آن فرض است حرام باشد ششم انكار رستگارى بعدم اجتناب از آن و هر چه رستگارى با آن نباشد حرام است هفتم فرموده كه سبب دشمنى و خصومت است و هر چه در ميان مسلمانان سبب عداوت بود حرام است هشتم باز دارنده است از ياد خدا و هر چه بنده را از ذكر حق باز دارد حرام است نهم سبب منع است از نماز پس بيشك حرام بود دهم فرمود كه باز ايستيد از آن يعنى ترك آن كنيد و هر چه ترك آن فرض است حرام است و تصدير آيه به انماى مؤكده نيز از دلايل حرمت آن است و از تهديداتى كه در احاديث آمده عقلا را همين كفايت است كه مدمن الخمر كعابد الوثن يعنى در شدت عذاب اگر مستحل آن نباشد و اگر نه در كفر و عذاب دائمى و حديث ان اللَّه لا يجمع الخمر و الايمان فى جوف امر عابدا نيز محمول است بر استحلال و ميشايد كه وجه تشبيه در حديث اول تبرى باشد از او و عدم اختلاط به او چنان كه محمد بن حنفيه از پدر بزرگوار خود امير المؤمنين صلواة اللَّه عليه روايت كرده است كه او فرمود هر كه خمر خورد چون دختر خواهد به او مدهيد و سخنش را راست مدانيد و شفاعتش را مپذيريد و بر هيچ امانت او را امين مدانيد و اگر وى را امين شناسيد و وى آن امانت را ضايع و تلف گرداند بر خدا لازم شود كه عوض آن ندهد ابو هريره از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله روايت كرده كه هر كه در دنيا خمر خورد وى را در قيامت سموم مار و عقرب دهند تا بياشامد و چون نزديك دهن برد ناخورده گوشت رويش در آنجا افتد و چون بخورد همه اعضايش از يكديگر جدا شود و همهء گوشت بدن وى متناثر گردد و عفونتى و نتنى از او آيد كه اهل عرصات از آن متنفر گردند پس امر كنند تا او را بدوزخ برند و بشدت عذاب وى را عقوبت كنند و بنا بر آيهء وَلا تَعاوَنُوا عَلَى الإِثْمِ عاصر و حامل و محمول و بايع و مشترى و ساقى خمر نيز مثل شارب خمر است و لهذا قال صلَّى اللَّه عليه و آله لعن الخمر