الملا فتح الله الكاشاني
298
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
آنكه دالست بر عظم منزلت او و يا تصديق انبيا و آيات ربانى ميكرد كما قال وَصَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها وَكُتُبِه * ( كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ ) * بودند پسر و مادر كه مىخوردند طعام را و مانند ساير حيوانات محتاج غذا بودند و با وجود اين نوع احتياج چگونه صفت ربوبيت را بر ايشان اطلاق توان كرد و گويند اينكنايت است از قضاء حاجت زيرا كه هر كه طعام خورد البته حدث كند و شخصى چنين چگونه رتبهء الوهيت داشته باشد حقتعالى اول تبيين اقصاى كمال عيسى و مريم نمود و فرمود كه اينكمال موجب الوهيت ايشان نميشود زيرا كه بسيارى از مردمان شريك ايشانند در مثل اين كمال و بعد از آن تنبيه فرموده بر نقص ايشان و ذكر آنچه منافى ربوبيت است و مقتضى آنست كه ايشان از عداد مركبات كاينهء فاسدهاند بعد از آن تعجب فرموده از كسى كه دعوى ربوبيت آنها ميكنند با وجود امثال اين ادله ظاهره و گفته كه * ( انْظُرْ كَيْفَ ) * بنگر كه چگونه * ( نُبَيِّنُ لَهُمُ الآياتِ ) * بيان ميكنيم براى ايشان دلايل توحيد * ( ثُمَّ انْظُرْ ) * پس بنگر در حال ايشان * ( أَنَّى يُؤْفَكُونَ ) * چگونه برگرديده ميشوند از دريافتن حق و تأمل كردن در آن و ثم از براى تفاوت ما بين العجبين است يعنى بيان كردن ما آيات مذكوره را و اعراض كردن ايشان از آن اعجب و اغرب چيزها است و در مجمع گفته كه نظر اول بفعل جميل او سبحانه است در نصب آيات و ازالهء علل و نظر ثانى بافعال قبيحهء ايشان و ترك تدبر ايشان در آيات او سبحانه بعد از آن در احتجاج افزوده ميفرمايد كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) ترسايان را بر سبيل انكار كه * ( أَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * آيا ميپرستيد بدون خداى * ( ما لا يَمْلِكُ لَكُمْ ) * آن را كه بذات خود مالك نيست براى شما * ( ضَرًّا وَلا نَفْعاً ) * نه زيان و نه سود را يعنى عيسى عليه السّلام تصرف آن نداشت كه به خودى خود ضررى و نفعى از بلا و عنا بشما رساند بلكه آن بتمليك و تمكين حقتعالى بود او را و اعطاى او سبحانه قدرت اين را به او هر گاه كه او فى نفسه مالك مثل چيزى نبوده باشد كه حقتعالى ببنده مىرساند از مصايب و صحت وسعت پس چگونه رتبه الوهيت داشته باشد و ذكر ما در موضع من باعتبار آن چيزيست كه عيسى بر آن بود در ذات خود در عجز او از اضرار و نفع بنفسه بجهة توطيه نفى قدرت از او راسا و تنبيه بر آنكه او از اين جنس بود و هر كه او را اين نوع حقيقة باشد كه قابل مجانست و مشاركت است پس هر آينه دور خواهد بود از رتبهء الوهيت پس عبادت آنكه نفعى و ضررى از او نيابند جارى مجراى عبادت اصنام و جمادات است و قبح عبادت آنها بضرورت عقل معلوم است و تقديم ضمير به جهت آنست كه تحرز از آن اهم است از تحرى نفع * ( وَاللَّه ) * و خداى كه معبود