الملا فتح الله الكاشاني

280

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

نيكان چه حكمت است فرمود كه خشم من بر ايشان به جهت آن است كه خشم نگرفتند بقومى كه مرتكب قبايح شدند و با ايشان نشست و برخواست كردند و طعام و شراب خوردند و نيز گفت كه مثل فاسقانى كه صالحى در ميان ايشان باشد كه او را نهى نكند مثل جماعتى است كه در كشتى نشسته باشند چون كشتى بميان دريا رسد يكى از ايشان تبرى بردارد و كشتى بشكند و همه غرق شوند و اگر او را منع كنند بسلامت بمانند بيانه قوله وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً حاصل كه در آيه دلالت است بر آنكه تارك نهى از منكر بمنزلهء مرتكب آنست و متضمن اينكه واجبست امر بمعروف و نهى از منكر آورده‌اند كه پيش از هجرت رسالت ( ص ) بمدينه اهل مدينه را مالى بسيار بوده و در وسعت عيش و رفاهيت ميگذرانيدند چون آن حضرت بيثرب هجرت فرمود ايشان بانكار و عناد پيش آمدند حق سبحانه بركت مال از ايشان برداشت و اسباب معيشة ايشان نقصان پذيرفت زبان بسخنان بيهوده بگشادند و از آن جمله فنحاص بن عازورا گفت كه * ( يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ ) * و يهود شريك او شدند در اينقول و در اين راضى گشتند چنان كه حقتعالى خبر ميدهد كه * ( وَقالَتِ الْيَهُودُ ) * و گفتند يهودان * ( يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ ) * دست خداى بسته است غل يد و بسط آن مجاز است از بخل و جود و اثبات يد و غل يا بسط در آن مقصود نيست و لهذا مستعمل مىشود در موضعى كه يد متصور نباشد و معنى مراد آن است كه خداى بخيل است و چيزى بما نميدهد و روزى بر ما تنك ميسازد و گويند معنى آنست كه خداى فقير و درويش است كقوله تعالى سَمِعَ اللَّه قَوْلَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِياءُ و نزد بعضى معنى آنست كه دست خداى مغلول است از عذاب و بروايت ديگر يهود از روى تكذيب گفتند كه حقتعالى فرمود دستهاى خود را از هم نگشايم تا پادشاهى را بشما دهم حقتعالى فرمود كه * ( غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ ) * بسته باد دستهاى ايشان از خير تا هميشه ذليل و فقير باشند و عاجز اين دعا عليهم است ببخل و نكد و يا به فقر و يا مسكنه مانند قاتله اللَّه و يا بر اخبار خود باقى است و معنى اين كه دستهاى ايشان را مغلول سازند به گردن بغلهاى آهنين در دنيا مانند اسارى يا بغلهاى آتشين در آخرت پس مطابقه من حيث اللفظ باشد و ملاحظه اصل كقولك ( سبى سب اللَّه دابره ) از اين قبيل است و قوله * ( وَلُعِنُوا بِما قالُوا ) * و لعنت بر ايشان باد به آنچه گفتند مراد از اين دعا خذلان است يا رانده شده‌اند از رحمت الهى از آن سخن واهى * ( بَلْ يَداه مَبْسُوطَتانِ ) * بلكه هر دو دست قدرت خداى گشاده است يعنى جود و كرم او وافر است تثنيه يد جهة مبالغه است در رد سخن ايشان و نفى بخل از او و اثبات غايت جود چه غايت آنچه سخى بذل مىكند از مال خود آن چيزيست كه بهر دو دست خود عطا مىكند و يا بجهة تنبيه بر منح دنيا و آخرت و يا منح نعمت ظاهره و باطنه و يا بر آنچه اعطا مىكند بر وجه