الملا فتح الله الكاشاني
273
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
و بدانكه اهل خلاف را نميرسد كه گويند مراد بقوله و هم راكعون اين است كه ركوع كردن شيمه و عادت اهل ايمانست پس حال ايتاى زكات نباشد تا مثبت مدعاى شما تواند بود زيرا كه مىگوييم كه در يُقِيمُونَ الصَّلاةَ ركوع داخل است و اگر قوله وَهُمْ راكِعُونَ محمول نشود بر آنكه حال باشد از يُؤْتُونَ الزَّكاةَ پس محمول خواهد شد به آنكه از صفت ايشان ركوع كردنست فحينئذ تكرارى باشد غير مفيد و تأويل قريب مفيد اولى است از بعيد غير مفيد و وجه ديگر بر آنكه ولايت در آيه مختص است بمتولى امور و مستحق تصرف در امور مردمان آنست كه حق تعالى بقوله إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّه خطاب بجميع مردمان كرد و در اينخطاب پيغمبر و غير داخل بودند پس گفت و رسوله و آن حضرت را از جملهء ايشان اخراج نمود زيرا كه مؤمنين مضافند بولايت او و بعد از آن فرمود كه وَالَّذِينَ آمَنُوا الى آخر پس واجبست كه آنان كه مخاطبند به آيه غير كسانى باشند كه ايشان را ولايت حاصل شده و اگر نه مؤدى شود به آنكه مضاف عين مضاف اليه باشد بعينه و هر يك از مؤمنان ولى نفس خود باشند و اين محالست و اينكه بعضى از اهل خلاف و عناد راكع را بمعنى خاضع تنزيل كردهاند بر خلاف ظاهر است و موجب اخراج لفظ است از معنى حقيقى عرفى خود زيرا كه در عرف شرع اطلاق آن بر ركن نماز است كه آن انحنائيست كه كف دست بسر زانو برسد و در كنز العرفان آورده كه متكلمين در كتب كلام ذكر كردهاند كه در اين آيه مباحث شريفه است و دلالت تمام دارد بر امامت على بن ابى طالب عليه السّلام و ما تفصيل اين را در كتاب خود كه مسمى است ( بلوا مع الهية فى المباحث الكلامية ) ايراد كردهايم بر وجهى كه آن كفايت هر طالبست و شفاى هر عليل راغب و ما استدلال ميكنيم اينجا به اين آيه بر چند حكم اول فعل قليل باطل نميكند نماز را زيرا كه قوله وَيُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَهُمْ راكِعُونَ اشارتست بفعل امير المؤمنين عليه السّلام در حينى كه خاتم خود را بسائل تصدق نمود در حال ركوع و اينفعل قليلست غير مؤثر در بطلان صلاة دويم آنكه نيت فعل قلبيست نه لسانى زيرا كه تصدق بخاتم كه در نماز از آن حضرت صادر شد مستلزم نيت است زيرا كه آن عملست و هر عملى ناچار است از نيت و در صلاة لفظى كه غير قرآن و دعا باشد مبطلست پس از او واقع نشده باشد و اگر نه موجب بطلان آن ميبود لازم همچو ملزومست در بطلان و متفرع مىشود بر اينصحت نيت احتساب زكات بر فقيرى كه حاضر نباشد و صحت نيت صوم در صلاة ليليه و نيت وقوف به عرفات در نماز صبح و غير آن از نيات ممكنه در حالت صلاة و در اينكه نيت احرام كه شرطست اقتران آن بتلبيه جايز باشد كه در نماز واجب باشد يا نه احتمال دارد كه آن جايز نباشد زيرا كه آن معهود نيست در نماز و اولى جواز است زيرا كه تلبيه ذكر است و ثنا بر حقتعالى پس جايز باشد