الملا فتح الله الكاشاني
270
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
در كنار زمزم نشسته بودم و احاديث از سيد عالم به گوش هوش اهل مجلس ميرسانيدم در آن اثنا مردى بيامد لثام بر روى بسته در برابر من بنشست هر گاه ميگفتم قال رسول اللَّه او نيز ميگفت قال رسول اللَّه يعنى هر گاه كه حديثى از حضرت رسالت ( ص ) نقل ميكردم وى نيز خبرى از آن حضرت نقل مىكرد از او سؤال كردم كه تو كيستى كه من تو را نميشناسم دست باز كرد و لثام باز گشود و روى بقوم آورد و گفت الا من عرفنى فقد عرفنى و من لم يعرفنى فانا جندب بن جنادة البدرى ابو ذر غفارى سمعت رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله بهاتين و الا فصمتا و رأيته بهاتين و الا فعميتا يقول على قايد البررة و قاتل الكفرة منصور من نصره و مخذول من خذله ) يعنى هر كه شناسد خود شناسد و هر كه نشناسد بشناسد منم جندب بن جنادهء بدرى ابو ذر غفارى از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم بايندو گوش و اگر خلاف گويم هر دو گوش من كر باد و ديدم آن حضرت را به اين دو چشم و اگر نه هر دو چشم من كور باد ميفرمود كه على پيشرو ابرار است و قاتل كفار است ناصر او منصور است از قبل خدا و خاذل او مخذولست بامر خدا و بعد از آن گفت كه با رسول خدا ( ص ) نماز ظهر گذاردم سائلى در مسجد سؤال كرد هيچكس چيزى به او نداد سائل دست برداشت و گفت بار خدايا گواه باش كه در مسجد رسول تو سؤال كردم كسى چيزى به من نداد على عليه السّلام در نماز بود و در حالت ركوع اشاره كرد بسايل بانگشتى كه انگشترى در آن بود سائل انگشترى از انگشت او بيرون كرد پس گفت گواهى مىدهم كه انگشترى در دست راست داشت و در وقتى كه به آن سائل اشاره كرد و آن سائل انگشترى از دست او بيرون كرد رسول ( ص ) آن را مشاهده ميكرد چون على عليه السّلام انگشترى بسائل داد و سائل خوشنود شد رسول ( ص ) سر سوى آسمان كرد و گفت اللهم ان اخى موسى سألك فقال رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي الايه بار خدايا برادر من موسى ترا بخواند و از تو حاجت خواست و گفت بار خدايا دل من روشن گردان و كار من آسان كن و بند از زبان من بردار تا مردمان سخن من بدانند و وزيرى كه از اهل من باشد كه هارونست تعيين فرما و پشت مرا به او قوى گردان و او را در كار من شريك گردان پس تو كه خداوندى در قرآن مجيد انزال فرمودى كه دعايش را اجابت كردم و فرمودى كه سنشد عضدك باخيك و نجعل لكما سلطانا فلا يصلون اليكما و انا محمد صفيك و نبيك اللهم اشرح لى صدرى و يسر لى امرى و اجعل لى وزيرا من اهلى عليا اشدد به ظهرى يعنى چون پيغمبر ( ص ) دعا را به اينجا رسانيد فرمود بار خدايا منم محمد ( ص ) و پيغمبر برگزيدهء تو پس سينهء مرا منشرح گردان و كار مرا سهل و آسان فرما و از اهل من على عليه السّلام را وزير من گردان و پشت مرا به او سخت گردان قال ابو ذر فو اللَّه ما استتم رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله الكلمة حتى نزل جبرئيل من عندر به فقال يا محمد ( ص )