الملا فتح الله الكاشاني
265
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بر آنكه امامت حق شاه اوليا و خلافت منصب على مرتضى است زيرا كه ولى در اين آيهء شريفه بمعنى متصرف در امور مسلمانانست و احرى و احق در مصالح خلقان چنان كه در كريمهء النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ به اين معنى واقع است و چون چنين باشد پس لازم ميآيد كه ولايت آن كس را ثابت باشد نه ديگرى را كه اينوصف در او متحقق نباشد زيرا كه انما براى حصر است چنان كه در مباحث لغويه مسطور و مذكور است و چون امامت حق متصدق در ركوع باشد پس از على بن ابى طالب عليه السّلام در نگذرد و به هيچ يك از مهاجر و انصار نرسد زيرا كه باتفاق شيعه و اهل سنت تصدق در حالت ركوع از غير شاه اوليا صادر نشده و روايت تصدق على بن ابى طالب عليه السّلام در ركوع از طرفين به صحت پيوسته و كسى را د اين نزاع نيست اصحاب سير و تواريخ و تفاسير به اين معنى تصريح نمودهاند و رأى جمهور بر اين قرار يافته كه متصدق به اين وصف على بن ابى طالب است نه ديگرى اگر گويى چرا نشايد كه ولى در اين آيه بمعنى ناصر و معين باشد چنان كه در كريمهء وَاللَّه وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ واقع است و استدلال اماميه از اين آيه متمشى نشود گوئيم اين سؤاليست ناپسنديده و مقاليست ناانديشيده زيرا كه در علوم عربيه مقرر شده كه كلمهء انما از براى قصر است و حصر و ح معنى آيهء شريفه چنين باشد كه ناصر و معين شما نيست مگر آفريدگار عالم و رسول محترم و كسانى كه در ركوع تصدق نمودند و اينمعنى صحيح نيست و چگونه اين مراد اللَّه باشد و حال آنكه ناصر و معين مؤمنان منحصر در اين سه كس نيست چه مؤمنان بعضى معين و ناصر بعضىاند چنان كه حق سبحانه از اين خبر داده است در آيهء كريمهء وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ پس اگر اينمعنى مراد باشد هر آينه اختلال در حصر لازم آيد و چون ولى در اين آيه بمعنى اولى به تصرف و احرى بمصالح مسلمين باشد پس بايد كه آن كس ثالث اولى به تصرف بود در امور مسلمين چنان كه خدا و رسول اولى بتصرفند در امور ايشان و استدلال شيعه بآيهء شريفه بر امامت شاه اوليا تمام شود و منع مذكور بر دليل وارد نباشد زيرا كه جمهور مفسران چنان كه سابقا اشاره به آن واقع شد تصريح نمودهاند كه آن شخص ثالث على بن ابى طالب عليه السّلام است نه غير او و ثعلبى در تفسير خود مصرح گردانيده كه اين آيه در شأن على ابن ابى طالب عليه السّلام نزول يافته و نيز روايت كرده كه ( سمعت ابا منصور الحشادى يقول سمعت محمد ابن عبد اللَّه الحافظ يقول سمعت ابا الحسن على بن الحسن يقول سمعت الامام احمد محمد بن هارون الحضرمى يقول سمعت محمد بن منصور الطوسى يقول سمعت الامام احمد بن حنبل يقول ما جاء لاحد من اصحاب رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله من الفضائل ما جاء لعلى بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه ) يعنى ثعلبى كه يكى از اكابر و رؤساى اهل سنت است ميگويد كه من از منصور